(53) و به ياد آريد آن هنگام را كه به موسى كتاب و فرقان داديم، باشد كه هدايت شويد.
|
(87) به تحقيق موسى را كتاب داديم و از پى او پيامبران فرستاديم. و به عيسى بن مريم دليلهاى روشن عنايت كرديم و او را به روحالقدس تأييد نموديم. و هرگاه پيامبرى آمد و چيزهايى آورد كه پسند نفس شما نبود سركشى كرديد، و گروهى را دروغگو خوانديد و گروهى را كشتيد.
|
(113) با آنكه كتاب خدا را مىخوانند، يهودان گفتند كه ترسايان بر حق نيند و ترسايان گفتند كه يهودان بر حق نيند. همچنين آنها كه ناآگاهند سخنى چون سخن آنان گويند. خدا در روز قيامت درباره آنچه در آن اختلاف مىكنند، ميانشان حكم خواهد كرد.
|
(146) اهل كتاب همچنان كه فرزندان خود را مىشناسند او را مىشناسند، ولى گروهى از ايشان در عين آگاهى حقيقت را پنهان مىدارند.
|
(174) آنان كه كتابى را كه خدا نازل كرده است پنهان مىدارند، تا بهاى اندكى بستانند، شكمهاى خود را جز از آتش انباشته نمىسازند. و خدا در روز قيامت با آنها سخن نگويد و پاكشان نسازد و بهره آنها عذابى دردآور است.
|
(176) زيرا كه خدا كتاب را به حق نازل كرد و كسانى كه در كتاب خدا اختلاف مىكنند، در مخالفتى دور از صوابند.
|
(23) آيا آنان را نديدى كه از كتاب بهرهاى يافته بودند، چون دعوت شدند تا كتاب خدا درباره آنها حكم كند گروهى از ايشان بازگشتند و اعراض كردند؟
|
(48) خدا به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مىآموزد.
|
(78) و از ميان ايشان گروهى هستند كه به شيوه كتاب خدا سخن مى گويند، تا پنداريد كه آنچه مىگويند از كتاب خداست، در حالى كه از كتاب خدا نيست. و مىگويند كه از جانب خدا آمده و حال آنكه از جانب خدا نيامده است. و خود مىدانند كه بر خدا دروغ مىبندند. (79) نسزد هيچ بشرى را كه خدا به او كتاب و حكمت و نبوت داده باشد، آنگاه به مردم بگويد كه بندگان من باشيد نه بندگان خدا. و حال آنكه پيامبران مىگويند: همچنان كه از كتاب خدا مىآموزيد و در آن مى خوانيد، پرستندگان خدا باشيد.
|
(81) و خدا از پيامبران پيمان گرفت كه شما را كتاب و حكمت دادهام؛ به پيامبرى كه آيين شما را تصديق مىكند و به رسالت نزد شما مىآيد بگرويد و يارىاش كنيد. گفت: آيا اقرار كرديد و عهد مرا پذيرفتيد؟ گفتند: اقرار كرديم. گفت: پس شهادت دهيد و من نيز با شما از شاهدانم.
|
(184) اگر تو را تكذيب كردند، پيامبرانى هم كه پيش از تو با معجزهها و نوشتهها و كتاب روشنگر آمده بودند تكذيب شدهاند.
|
(54) يا بر مردم به خاطر نعمتى كه خدا از فضل خويش به آنان ارزانى داشته حسد مىبرند؟ در حالى كه ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و فرمانروايى بزرگ ارزانى داشتيم.
|
(136) اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به خدا و پيامبرش و اين كتاب كه بر پيامبرش نازل كرده و آن كتاب كه پيش از آن نازل كرده، به حقيقت ايمان بياوريد. و هر كه به خدا و فرشتگانش و كتابهايش و پيامبرانش و به روز قيامت كافر شود سخت در گمراهى افتاده است.
|
(140) و از اين پيش، در اين كتاب بر شما نازل كردهايم كه چون شنيديد كسانى آيات خدا را انكار مىكنند و آن را به ريشخند مىگيرند با آنان منشينيد تا آنگاه كه به سخنى ديگر پردازند. وگرنه شما نيز همانند آنها خواهيد بود. و خدا همه منافقان و كافران را در جهنم گرد مىآورد.
|
(15) اى اهل كتاب، پيامبر ما نزد شما آمد تا بسيارى از كتاب خدا را كه پنهان مىداشتيد برايتان بيان كند و از بسيارى درگذرد، و از جانب خدا نورى و كتابى صريح و آشكار بر شما نازل شده است،
|
(43) چگونه تو را داور قرار مىدهند، در حالى كه تورات كه حاوى حكم خداست در نزد آنهاست؟ سپس از حكم تو رويگردان مىشوند و اينان ايمان نياوردهاند.
|
(48) و اين كتاب را به راستى بر تو نازل كرديم؛ تصديقكننده و حاكم بر كتابهايى است كه پيش از آن بودهاند. پس بر وفق آنچه خدا نازل كرده است در ميانشان حكم كن و از پى خواهشهاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى. براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم. و اگر خدا مىخواست همه شما را يك امت مىساخت. ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است بيازمايدتان. پس در خيرات بر يكديگر پيشى گيريد. همگى بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مىكرديد آگاهتان سازد.
|
(110) خدا به عيسى بن مريم گفت: نعمتى را كه به تو و مادرت ارزانى داشتهام ياد كن، آن زمان كه به روحالقدس ياريت كردم تا تو چه در گهواره و چه در بزرگسالى سخن گويى، و به تو كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم. و آنگاه كه به امر من از گِل چيزى چون پرنده ساختى و در آن دميدى و به امر من پرندهاى شد و كور مادرزاد و پيسىگرفته را به فرمان من شفا دادى و مردگان را به فرمان من زنده بيرون آوردى و چون با اين دلايل روشن نزد بنى اسرائيل آمدى، من آنان را از آسيب رساندن به تو بازداشتم و از ميانشان كسانى كه كافر بودند گفتند كه اين جز جادويى آشكار نيست.
|
(20) اهل كتاب او را چنان مىشناسند كه فرزندان خود را، اينان كه به خود زيان مىرسانيدند ايمان نمىآورند.
|
(91) وقتى كه مىگويند كه خدا بر هيچ انسانى چيزى نازل نكرده است، خدا را آنچنان كه درخور اوست نشناختهاند. بگو: كتابى را كه موسى براى روشنايى و هدايت مردم آورد، چه كسى بر او نازل كرده بود؟ آن را بر كاغذها نوشتيد، پارهاى از آن را آشكار مىسازيد ولى بيشترين را پنهان مىداريد. به شما چيزها آموختند كه از اين پيش نه شما مىدانستيد و نه پدرانتان مىدانستند. بگو: آن اللّه است. آنگاه رهايشان ساز تا همچنان به انكار خويش دلخوش باشند.
|
(114) آيا داور ديگرى جز خدا طلب كنم و حال آنكه اوست كه اين كتاب روشن را بر شما نازل كرده است؟ و اهل كتاب مىدانند كه به حق از جانب پروردگارت نازل شده است. پس، از شكآورندگان مباش.
|
(154) سپس به موسى كتاب داديم تا بر كسى كه نيكوكار بوده است نعمت را تمام كنيم و براى بيان هر چيزى و نيز براى راهنمايى و رحمت. باشد كه به ديدار پروردگارشان ايمان بياورند.
|
(94) اگر در آنچه بر تو نازل كردهايم در ترديد هستى، از آنهايى كه كتاب آسمانى پيش از تو را مىخوانند بپرس. هرآينه حق است آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است. پس نبايد در شمار ترديدكنندگان باشى.
|
(17) آيا آن كس كه از جانب پروردگار خويش دليلى روشن دارد و زبانش بدان گوياست و پيش از اين كتاب موسى كه خود پيشوا و رحمتى بوده است بدان شهادت داده، با آن كس كه دليلى ندارد برابر است؟ ايشان به آن كتاب روشن ايمان مىآورند. و هر گروه ديگرى كه به او كافر شود، جايگاهش در آتش است. در آن شك مكن، كه حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند.
|
(110) به موسى كتاب داديم. در آن كتاب اختلاف شد. اگر نه حكمى بود كه از پيش از جانب پروردگارت صادر شده بود، ميانشان داورى شده بود؛ كه ايشان در آن كتاب سخت در ترديدند.
|
(4) هيچ قريهاى را هلاك نكرديم، مگر آنكه زمانى معلوم داشت.
|
(2) و آن كتاب را به موسى داديم و آن را راهنماى بنىاسرائيل گردانيديم كه: جز من كارسازى برمگزينيد.
|
(4) و بنى اسرائيل را در آن كتاب خبر داديم كه: دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و نيز سركشى خواهيد كرد، سركشىكردنى بزرگ.
|
(12) اى يحيى، كتاب را به نيرومندى بگير. و در كودكى به او دانايى عطا كرديم.
|
(30) كودك گفت: من بنده خدايم، به من كتاب داده و مرا پيامبر گردانيده است.
|
(8) از مردم كسى است كه بى هيچ دانشى و هيچ راهنمايى و هيچ كتاب روشنى بخشى در باره خدا مجادله مىكند.
|
(49) هر آينه ما به موسى كتاب داديم، باشد كه هدايت شوند.
|
(35) به موسى كتاب داديم و برادرش هارون را مددكارش ساختيم.
|
(43) پس از آنكه مردم روزگار پيشين را هلاك ساختيم، به موسى كتاب داديم تا مردم را بصيرت و هدايت و رحمت باشد. شايد پند گيرند.
|
(27) و اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و در فرزندان او پيامبرى و كتاب نهاديم. و پاداشش را در دنيا داديم، و او در آخرت از صالحان است.
|
(20) آيا نديدهايد كه خدا هر چه را كه در آسمانها و زمين است رام شما كرده است و نعمتهاى خود را چه آشكار و چه پنهان به تمامى بر شما ارزانى داشته؟ و پارهاى از مردم بىهيچ دانشى يا راهنمايى و كتاب روشنى، درباره خدا جدال مىكنند.
|
(23) هرآينه به موسى كتاب داديم. از ديدار او در ترديد مباش. و آن را راهنماى بنىاسرائيل قرار داديم.
|
(117) و كتابى روشنگرشان داديم.
|
(53) ما به موسى مرتبه هدايت داديم و آن كتاب را به بنىاسرائيل ميراث داديم.
|
(45) موسى را كتاب داديم، اما در آن اختلاف كردند. و اگر نبود آن سخنى كه پروردگارت از پيش گفته بود، ميانشان كار به پايان مىآمد. و البته هنوز به سختى در ترديدند.
|
(16) ما به بنىاسرائيل كتاب و علم داورى و نبوت عطا كرديم و از چيزهاى پاكيزه و خوش روزيشان كرديم. و بر جهانيان برتريشان داديم.
|
(12) و پيش از آن كتاب موسى راهنما و رحمت بود. و اين، كتابى است تصديقكننده آن، به زبان عربى، تا ستمكاران را بيمى و نيكوكاران را مژدهاى باشد.
|
(16) آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است كه دلهايشان در برابر ياد خدا و آن سخن حق كه نازل شده است، خاشع شود؟ همانند آن مردمى نباشند كه پيش از اين كتابشان داديم و چون مدتى برآمد دلهايشان سخت شد و بسيارى نافرمان شدند.
|
(26) ما نوح و ابراهيم را به رسالت فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و كتاب نهاديم. بعضيشان هدايتيافتگان بودند ولى بيشترينشان نافرمانان.
|
(2) اوست خدايى كه به ميان مردمى بىكتاب پيامبرى از خودشان مبعوث داشت تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را پاكيزه سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد. اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند،
|