سوره قصص
PDF —
88 آیه مکی PDF
Built right in your browser — download starts automatically

سوره قصص pdf — دانلود (فارسی)

سوره قصص pdf فارسی — دانلود سوره قصص ترجمه. قصص (مکی) 88 آیه.

Related



سوره قصص
88 آیه · مکی · فارسی
bismillah
ﮝﮞ
طا. سين. ميم.
ﮟﮠﮡﮢﮣ
اين است آيات اين كتاب روشنگر.
ﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭ
براى آنها كه ايمان مى‌آورند داستان راستين موسى و فرعون را بر تو مى‌خوانيم.
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣ
فرعون در آن سرزمين برترى جست و مردمش را فرقه‌فرقه ساخت. فرقه‌اى را زبون مى‌داشت و پسرانشان را مى‌كشت و زنانشان را زنده مى‌گذاشت كه او از تبهكاران بود.
ﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰ
و ما بر آن هستيم كه بر مستضعفان روى زمين نعمت دهيم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
و آنها را در آن سرزمين مكانت بخشيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان چيزى را كه از آن مى‌ترسيدند نشان دهيم.
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
و به مادر موسى وحى كرديم كه: شيرش بده و اگر بر او بيمناك شدى به دريايش بينداز و مترس و غمگين مشو، او را به تو باز مى‌گردانيم و در شمار پيامبرانش مى‌آوريم.
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
خاندان فرعون يافتندش تا دشمنشان و سبب اندوهشان گردد. فرعون و هامان و لشكرهاشان خطا مى‌كردند.
ﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙ
زن فرعون گفت: اين مايه شادمانى من و توست. او را مكشيد، شايد به ما سودى برساند يا او را به فرزندى گيريم. و نمى‌دانستند كه چه مى‌كنند.
ﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬ
مادر موسى را دل تهى شد. و اگر دلش را قوى نكرده بوديم كه از مؤمنان باشد، نزديك بود كه آن راز را فاش سازد.
ﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙ
و به خواهر او گفت: از پى او برو. و زن بى‌آنكه آنان دريابند از دور در او مى‌نگريست.
ﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
پستان همه دايگان را از پيش بر او حرام كرده بوديم. آن زن گفت: آيا مى‌خواهيد شما را به خانواده‌اى راهنمايى كنم كه او را برايتان نگه دارند و نيكخواهش باشند؟
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽ
پس او را نزد مادرش برگردانيديم تا چشمان آن زن روشن گردد و غمگين نباشد و بداند كه وعده خدا حق است، ولى بيشترينشان نمى‌دانند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
چون به حد بلوغ رسيد و برومند شد، او را فرزانگى و دانش داديم و نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم.
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆ
بى‌خبر از مردم شهر به شهر داخل شد. دو تن را ديد كه با هم نزاع مى‌كنند. اين يك از پيروانش بود و آن يك از دشمنانش. آن كه از پيروانش بود بر ضد آن ديگر كه از دشمنانش بود از او يارى خواست. موسى مشتى بر او نواخت و او را كشت. گفت: اين كار شيطان بود. او به آشكارا دشمنى گمراه‌كننده است.
ﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕ
گفت: اى پروردگار من، من به خود ستم كردم، مرا بيامرز. و خدايش بيامرزيد. زيرا آمرزنده و مهربان است.
ﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟ
گفت: اى پروردگار من، به پاس نعمتى كه بر من عطا كردى هرگز پشتيبان گنهكاران نخواهم شد.
ﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱ
ديگر روز در شهر ترسان و چشم بر راه حادثه مى‌گرديد. مردى كه ديروز از او مدد خواسته بود باز هم از او مدد خواست. موسى به او گفت: تو به آشكارا گمراه هستى.
ﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴ
چون خواست مردى را كه دشمن هر دو آنها بود بزند، گفت: اى موسى، آيا مى‌خواهى همچنان كه ديروز يكى را كشتى مرا نيز بكشى؟ تو مى‌خواهى كه در اين سرزمين جبارى باشى و نمى‌خواهى كه از مصلحان باشى.
ﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇ
مردى از دور دست شهر دوان آمد و گفت: اى موسى، مهتران شهر در باره تو رأى مى‌زنند تا بكشندت. بيرون برو. من خيرخواه تو هستم.
ﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓ
ترسان و نگران از شهر بيرون شد. گفت: اى پروردگار من، مرا از ستمكاران رهايى بخش.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
چون به جانب مدين روان شد، گفت: شايد پروردگار من مرا به راه راست رهبرى كند.
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
چون به آب مدين رسيد، گروهى از مردم را ديد كه چارپايان خود را آب مى‌دهند و پشت سرشان دو زن را ديد كه گوسفندان خود را باز مى‌رانند. گفت: شما چه مى‌كنيد؟ گفتند: ما آب نمى‌دهيم تا آنگاه كه چوپانان باز گردند، كه پدر ما پيرى بزرگوار است.
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋ
گوسفندانشان را آب داد. سپس به سايه بازگشت و گفت: اى پروردگار من، من به آن نعمتى كه برايم مى‌فرستى نيازمندم.
ﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨ
يكى از آن دو زن كه به آزرم راه مى‌رفت نزد او آمد و گفت: پدرم تو را مى‌خواند تا مزد آب‌دادنت را بدهد. چون نزد او آمد و سرگذشت خويش بگفت، گفت: مترس، كه تو از مردم ستمكاره نجات يافته‌اى.
ﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕ
يكى از آن دو گفت: اى پدر، اجيرش كن، كه اگر چنين كنى بهترين مرد نيرومند امينى است كه اجير كرده‌اى.
ﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
گفت: مى‌خواهم يكى از اين دو دخترم را زن تو كنم به شرط آنكه هشت سال مزدور من باشى. و اگر ده سال را تمام كنى، خود خدمتى است و من نمى‌خواهم كه تو را به مشقت افكنم. ان شاء اللّه مرا از صالحان خواهى يافت.
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈ
گفت: اين است پيمان ميان من و تو. هر يك از دو مدت را كه سپرى سازم بر من ستمى نخواهد رفت و خدا بر آنچه مى‌گوييم وكيل است.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
چون موسى مدت را به سر آورد و با زنش روان شد، از سوى طور آتشى ديد. به كسان خود گفت: درنگ كنيد. آتشى ديدم. شايد از آن خبرى يا پاره آتشى بياورم تا گرم شويد.
ﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂ
چون نزد آتش آمد، از كناره راست وادى در آن سرزمين مبارك، از آن درخت ندا داده شد كه: اى موسى، من خداى يكتا پروردگار جهانيانم.
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙ
عصايت را بينداز. چون ديدش كه همانند مارى مى‌جنبد، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست. اى موسى، پيش آى و مترس. تو در امان هستى.
ﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
دست خود در گريبان ببر تا بيرون آيد سفيد بى‌هيچ آسيبى. و تا از وحشت بيارامى دست خود در بغل كن. اين دو از جانب پروردگارت حجتهاى تو براى فرعون و مهتران اوست، كه آنان مردمى نافرمانند.
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠ
گفت: اى پروردگار من، يكى از ايشان را كشته‌ام، و مى‌ترسم مرا بكشند.
ﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰ
و برادرم هارون به زبان از من فصيح‌تر است، او را به مدد من بفرست تا مرا تصديق كند، كه بيم آن دارم كه دروغگويم شمارند.
ﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁ
گفت: تو را به برادرت قويدست خواهيم كرد و برايتان حجتى قرار مى دهيم. به سبب نشانه‌هايى كه شما را داده‌ايم، به شما دست نخواهند يافت. شما و پيروانتان پيروز خواهيد بود.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
چون موسى آيات روشن ما را نزدشان آورد گفتند: اين جادويى است برساخته، ما از نياكانمان چنين چيزهايى نشنيده‌ايم.
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
و موسى گفت: پروردگار من به آن كسى كه از جانب او به هدايت آمده است و عاقبت پسنديده در آن سراى از آن اوست، آگاه‌تر است. زيرا ستمكاران رستگار نمى‌شوند.
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒ
فرعون گفت: اى مهتران، من براى شما خدايى جز خود نمى‌شناسم. اى هامان، براى من آجر بپز و طارمى بلند بساز، مگر خداى موسى را ببينم، كه دروغگويش پندارم.
ﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟ
او و لشكرهايش به ناحق در زمين سركشى كردند و پنداشتند كه به نزد ما بازگردانيده نمى‌شوند.
ﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫ
پس او و لشكرهايش را گرفتيم و به دريا افكنديم. بنگر كه عاقبت كار ستمكاران چگونه بود.
ﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗ
و آنان را از آن گونه پيشوايانى ساختيم كه مردم را به آتش دعوت مى‌كنند و در روز قيامت كسى ياريشان نكند.
ﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣ
در اين دنيا از پى‌شان لعنت روانه ساختيم و در روز قيامت از زشت‌رويانند.
ﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴ
پس از آنكه مردم روزگار پيشين را هلاك ساختيم، به موسى كتاب داديم تا مردم را بصيرت و هدايت و رحمت باشد. شايد پند گيرند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞ
آنگاه كه به موسى فرمان امر نبوت را وحى كرديم تو نه در جانب غربى طور بودى و نه از حاضران.
ﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲ
ولى ما از آن پس نسلهايى را بيافريديم كه عمرشان به درازا كشيد. و تو در ميان مردم مدين مقيم نبودى كه آيات ما را بر آنها بخوانى. ولى ما بوديم كه پيامبرانى مى‌فرستاديم.
ﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
تو در كنار طور نبودى آنگاه كه موسى را ندا در داديم. ولى اين رحمتى است از جانب پروردگارت تا مردمى را كه پيش از تو بيم‌دهنده‌اى نداشتند، بيم دهى. باشد كه پندپذير شوند.
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
تا چون به سبب اعمالى كه مرتكب شده‌اند مصيبتى به آنها رسد نگويند: اى پروردگار ما، چرا پيامبرى بر ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم؟
ﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘ
چون پيامبر راستگوى از جانب ما بر آنان مبعوث شد، گفتند: چرا آنچه به موسى داده شده به او داده نشده؟ آيا اينان پيش از اين به آنچه به موسى داده شده بود كافر نشده بودند؟ و گفتند كه اين هر دو، دو جادوست همانند هم و ما به هيچ يك ايمان نمى‌آوريم.
ﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦ
بگو: اگر راست مى‌گوييد، از جانب خداوند كتابى بياوريد كه از اين دو بهتر راه بنمايد تا من هم از آن پيروى كنم.
ﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀ
پس اگر اجابتت نكردند، بدان كه از پى هواى نفس خويش مى‌روند و كيست گمراه‌تر از آن كس كه بى‌آنكه راهنمايى از خدا خواهد، از پى هواى نفس خويش رود؟ زيرا خدا مردم ستمكاره را هدايت نمى‌كند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘ
برايشان سخن در سخن پيوستيم، باشد كه پندپذير گردند.
ﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡ
كسانى كه پيش از اين كتاب، كتابشان داده بوديم بدان ايمان مى‌آورند.
ﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱ
و چون بر آنان تلاوت شد گفتند: بدان ايمان آورديم. حقى است از جانب پروردگار ما و ما پيش از آن تسليم بوده‌ايم.
ﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾ
اينان به سبب صبرى كه كرده‌اند دو بار پاداش داده شوند. اينان بدى را به نيكى مى‌زدايند و نيز از آنچه روزيشان داده‌ايم انفاق مى‌كنند.
ﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
و چون سخن لغوى بشنوند، از آن اعراض كنند و گويند: كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شما. به سلامت بمانيد. ما خواستار جاهلان نيستيم.
ﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝ
تو هر كس را كه بخواهى هدايت نمى‌كنى. خداست كه هر كه را بخواهد هدايت مى‌كند و او هدايت يافتگان را بهتر مى‌شناسد.
ﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙ
گفتند: اگر از كيش تو پيروى كنيم، ما را از سرزمينمان بر مى‌كنند. آيا آنها را در حرمى امن جاى نداده‌ايم كه همه گونه ثمرات در آن فراهم مى‌شود، و اين رزقى است از جانب ما؟ ولى بيشترينشان نمى‌دانند.
ﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭ
چه بسا مردم قريه‌اى را هلاك ساختيم كه از زندگى خويش دچار سرمستى شده بودند و اين خانه‌هاى آنهاست كه بعد از آنها، جز اندك زمانى كس در آنها سكنى نگرفت و ما وارث آنان بوديم.
ﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃ
پروردگار تو مردم قريه‌ها را هلاك نكرد تا آنگاه كه از خودشان پيامبرى بر آنها مبعوث داشت و او آيات ما را بر آنها بخواند. و ما قريه‌ها را نابود نكرده‌ايم مگر آنكه مردمش ستمكار بوده‌اند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
چيزهايى كه به شما داده شده است، برخوردارى و آرايش اين زندگى دنيوى است. حال آنكه آنچه نزد خداست، بهتر و ماندنى‌تر است. چرا در نمى‌يابيد؟
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
آيا آن كس كه او را وعده‌هاى نيك داده‌ايم و آن وعده‌ها را خواهد ديد، همانند كسى است كه او را از متاع اينجهانى برخوردار كرده‌ايم و در روز قيامت هم به بازخواستش فرا مى‌خوانيم؟
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
و روزى كه آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گويد: شريكانى را كه براى من مى‌پنداشته‌ايد كجايند؟
ﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒ
آنان كه حكم درباره‌شان محقق شده مى‌گويند: اى پروردگار ما، اينان كسانى هستند كه ما گمراهشان كرديم. از آن رو گمراهشان كرديم كه خود گمراه بوديم. از آنها بيزارى مى‌جوييم و به تو مى‌گرويم. اينان ما را نمى‌پرستيده‌اند.
ﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
و گفته شود: اكنون بتانتان را بخوانيد. مى‌خوانندشان، ولى به آنها پاسخ نمى‌دهند. و چون عذاب را ببينند آرزو كنند كه كاش از هدايت‌يافتگان مى‌بودند.
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨ
و روزى كه خدا ندايشان دهد و گويد: پيامبران را چگونه اجابت كرديد؟
ﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰ
در اين روز خبرها بر آنان پوشيده شود و از يكديگر نيز نتوانند پرسيد.
ﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝ
اما آن كس كه توبه كرده و ايمان آورده و عمل صالح به جاى آورده، شايد كه از رستگاران باشد.
ﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮ
پروردگار تو هر چه را كه بخواهد مى‌آفريند و برمى‌گزيند. ولى ايشان را توان اختيار نيست. منزه است خدا و از هر چه برايش شريك مى‌سازند برتر است.
ﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
و پروردگار تو هر چه را كه در دل پنهان داشته‌اند يا آشكار كرده‌اند مى‌داند.
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈ
اوست خداى يكتا. هيچ خدايى به جز او نيست. ستايش خاص اوست، چه در اين جهان و چه در جهان ديگر. و فرمان فرمان اوست. و همگان به او بازگردانده مى‌شويد.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥ
بگو: چه تصور مى‌كنيد اگر الله شبتان را تا روز قيامت طولانى سازد؟ جز او كدام خداست كه شما را روشنى ارزانى دارد؟ مگر نمى‌شنويد؟
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
بگو: چه تصور مى‌كنيد اگر الله روزتان را تا روز قيامت طولانى سازد؟ جز او كدام خداست كه شما را شب ارزانى دارد كه در آن بياساييد؟ مگر نمى‌بينيد؟
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊ
و از رحمت او آنكه براى شما شب و روز را پديد آورد تا در آن يك بياساييد و در اين يك به طلب روزى برخيزيد، باشد كه سپاس گوييد.
ﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓ
و روزى كه خدا ندايشان دهد و گويد: شريكانى را كه براى من تصور مى‌كرديد، كجايند؟
ﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥ
و از هر ملتى شاهدى بياوريم و گوييم: برهان خويش بياوريد. آنگاه بدانند كه حق از آن الله است و آن بتان كه به دروغ خدا مى‌خواندند تباه شوند.
ﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧ
قارون از قوم موسى بود كه بر آنها افزونى جست. و به او چنان گنجهايى داديم كه حمل كليدهايش بر گروهى از مردم نيرومند دشوار مى‌نمود. آنگاه كه قومش به او گفتند: سرمست مباش، زيرا خدا سرمستان را دوست ندارد،
ﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆ
در آنچه خدايت ارزانى داشته، سراى آخرت را بجوى و بهره خويش را از دنيا فراموش مكن. و همچنان كه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن و در زمين از پى فساد مرو كه خدا فسادكنندگان را دوست ندارد.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯ
گفت: آنچه به من داده شده، در خور دانش من بوده است. آيا ندانسته است كه خدا پيش از او نسلهايى را هلاك كرده كه قوتشان از او افزون‌تر و شمارشان بيشتر بوده است؟ و اين مجرمان را از گناهشان نمى‌پرسند.
ﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
آراسته به زيورهاى خود به ميان مردمش آمد. آنان كه خواستار زندگى دنيوى بودند گفتند: اى كاش آنچه به قارون داده شده ما را نيز مى‌بود، كه او سخت برخوردار است.
ﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗ
اما دانش‌يافتگان گفتند: واى بر شما. براى آنها كه ايمان مى‌آورند و كارهاى شايسته مى‌كنند ثواب خدا بهتر است. و بدين ثواب جز صابران نرسند.
ﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩ
پس او و خانه‌اش را در زمين فرو برديم و در برابر خدا هيچ گروهى نداشت كه ياريش كند و خود يارى كردن خويش نمى‌توانست.
ﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧ
روز ديگر آن كسان كه ديروز آرزو مى‌كردند كه به جاى او مى‌بودند، مى‌گفتند: شگفتا كه خدا روزى هر كس را كه خواهد فراوان كند يا تنگ سازد. اگر خدا به ما نيز نعمت فراوان داده بود، ما را نيز در زمين فرو مى‌برد. نمى‌بينى كه كافران رستگار نمى‌شوند؟
ﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷ
اين سراى آخرت را از آن كسانى ساخته‌ايم كه در اين جهان نه خواهان برترى‌جويى هستند و نه خواهان فساد. و سرانجام نيك از آن پرهيزگاران است.
ﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋ
هر كس كه كار نيكى به جاى آرد، بهتر از آن را پاداش يابد و هر كه مرتكب گناهى شود، پس آنان كه مرتكب گناه مى‌شوند جز به اندازه عملشان مجازات نشوند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥ
آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرده است تو را به وعده‌گاهت باز مى‌گرداند. بگو: پروردگار من بهتر مى‌داند كه چه كسى بر راه راست است و چه كسى در گمراهى آشكار است.
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
اگر رحمت پروردگارت نبود، اميد آن را نداشتى كه اين كتاب بر تو القا شود. پس نبايد پشتيبان كافران باشى.
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉ
پس از آنكه آيات خدا بر تو نازل شد، تو را از آن منحرف نكنند. مردم را به سوى پروردگارت بخوان و از مشركان مباش.
ﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠ
با خداى يكتا خداى ديگرى را مخوان. هيچ خدايى جز او نيست. هر چيزى نابودشدنى است مگر ذات او. فرمان، فرمان اوست و همه به او بازگردانيده شويد.

Tuesday, August 18, 2026

به قرآن کریم چنگ بزنید