سوره قصص
PDF —
88 آیت Meccan PDF
Built right in your browser — download starts automatically

سوره قصص pdf — دانلود (دری)

سوره قصص pdf دری — دانلود سوره قصص ترجمه. قصص (Meccan) 88 آیت.

Related



سوره قصص
88 آیت · Meccan · دری
bismillah
ﮝﮞ
طسم. (معنای این حروف به الله معلوم است)
ﮟﮠﮡﮢﮣ
این است آیات کتاب (که خیر و برکت آن) روشن (است)
ﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭ
بخشی از خبر موسی و فرعون را برای قومی که ایمان دارند، به حق بر تو می‌خوانیم
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣ
البته فرعون در زمین (مصر) تکبر ورزید، و مردمان آنجا را گروه گروه کرد، طایفه‌ای از ایشان را ضعیف و ناتوان می‌کرد. پسرانشان را می‌کشت، و زنانشان را زنده نگاه می‌داشت، بی‌گمان او از فسادکاران بود
ﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰ
و می‌خواهیم بر آنان که در زمین ضعیف و ناتوان قرار داده شده بودند، منت بگذاریم و ایشان را پیشوایان بگردانیم و (نیز) آنها را وارثان (سلطنت) بگردانیم
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
و ایشان را در زمین اقتدار (سلطنت و حکومت) می‌بخشیم، و به فرعون و هامان و لشکریان آن دو؛ آنچه را که از آن می‌ترسیدند، نشان دهیم
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده. و هنگامی که بر او ترسیدی، او را (در صندوق گذاشته و) به دریا بینداز، و مترس و غمگین مباش، به یقین ما او را به نزد تو باز می‌گردانیم و او را از جملۀ پیغمبران می‌گردانیم
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
پس خانوادۀ فرعون او را گرفتند تا سرانجام دشمن آنان و سبب غم و اندوه‌شان گردد. یقینا فرعون و هامان و لشکریان آن دو خطاکار بودند
ﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙ
و همسر فرعون گفت: او برای من و برای تو نور چشم خواهد بود، او را نکشید، شاید به ما سود بخشد، و یا او را به فرزندی بگیریم و آنان خبر نداشتند (که عاقبت امر دشمن‌شان خواهد شد)
ﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬ
و دل مادر موسی تهی (از صبر و قرار) شد، و اگر دل او را استوار نمی‌ساختیم تا از جملۀ یقین‌کنندگان (به وعدۀ الله) باشد، نزدیک بود که راز او را آشکار سازد
ﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙ
و (مادر موسی) به خواهرش گفت: در پی او برو. پس خواهرش او را از دور می‌دید، در حالی که آنان نمی‌دانستند
ﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
و شیر همۀ دایه‌ها را از قبل بر او حرام ساختیم، پس (خواهرش) گفت: آیا شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که برای شما پرورش او را به عهده بگیرند، در حالیکه خیرخواه او باشند؟
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽ
پس موسی را به مادرش باز گردانیدیم تا چشمش روشن شود، و غمگین نگردد، و بداند که وعدۀ الله حق است. ولی بیشترشان نمی‌دانند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
و چون موسی به کمال رشد خود رسید و اندام او کامل شد، به او حکمت و دانش دادیم. و این چنین به نیکوکاران پاداش می‌دهیم
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆ
و روزی که مردم شهر غافل بودند وارد آن شد و دید که دو مرد می‌جنگند، یکی از قوم او، و آن دیگری از دشمنانش بود. آن که از قومش بود، از موسی علیه آنکه از دشمنش بود کمک خواست، و (موسی) مشتی به او زد و او را کشت. گفت این از کار شیطان است، چون او دشمن گمراه کنندۀ آشکار است
ﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕ
موسی گفت: ای پروردگارم! من به خود ظلم کردم، پس مرا بیامرز. و الله او را بخشید، یقینا او آمرزندۀ مهربان است
ﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟ
موسی گفت: ای پروردگارم! به سبب نعمت‌هایی که به من داده‌ای، من هرگز مددگار مجرمان نخواهم بود
ﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱ
و شب را ترسان و نگران در شهر روز کرد، ناگهان (دید) همان کسی که دیروز از او مدد خواسته بود، او را فریاد می‌کند. موسی به او گفت: بی‌گمان تو گمراه آشکاری
ﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴ
پس چون (موسی) خواست به شخصی که دشمن هردوی آنان بود، دست دراز کند، گفت: آیا می‌خواهی مرا بکشی، طوری که دیروز کسی را کشتی؟ تو می‌خواهی در زمین ستمگر باشی، و نمی‌خواهی از نیکوکاران باشی
ﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇ
و (در این اثنا) مردی از آخر شهر شتابان آمد، گفت: ای موسی! سران حکومت دربارۀ تو مشورت می‌کنند تا تو را بکشند، پس بیرون برو، یقینا من از خیرخواهان تو هستم
ﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓ
پس موسی از شهر بیرون شد، درحالیکه ترسان و نگران بود. گفت: پروردگارا! مرا از قوم ظالم نجات ده
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
و وقتی‌که به طرف مدین متوجه شد، گفت: امید است که پروردگارم مرا به راه راست هدایت نماید
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
و هنگامی که به آب مدین رسید، بر آن گروهی از مردم را دید که به (مواشی) آب می‌دهند، و آن طرف دیگر دو زن را یافت که مواشی خود را باز می‌دارند. گفت: منظورتان از این کار چیست؟ گفتند: ما (مواشی خود را) آب نمی‌دهیم تا اینکه چوپانان (مواشی‌شان را) باز گردانند، و پدر ما پیرمرد بزرگ سال است
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋ
پس موسی به (مواشی) آن دو آب داد، باز به سایه بازگشت و گفت: ای پروردگارم! من به آنچه از خیر که به سویم فرود آوردی، محتاجم
ﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨ
پس یکی از آن دو دختر درحالیکه با حیا گام برمی‌داشت به نزد او آمد (و) گفت: پدرم تو را دعوت می‌کند، تا مزد آب دادنِ (مواشی ما) را به تو دهد. پس چون موسی نزد او آمد و داستان را برای او حکایت کرد، گفت: نترس که از مردمان ظالم نجات یافتی
ﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕ
یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر من! او را اجیر بگیر، بی‌گمان بهترین کسی است که به خدمت‌‌گیری (زیرا) هم شخص توانا (و هم) امین است
ﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
(آن مرد کهن سال) گفت: من می‌خواهم یکی از این دو دخترانم را به نکاح تو درآورم، به شرط اینکه هشت سال خدمت مرا کنی، پس اگر ده سال را تمام کنی پس از (احسان) توست. من نمی‌خواهم (بر تو سخت‌گیرم و) تو را در مشقت اندازم. اگر الله بخواهد مرا از نیکان خواهی یافت
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈ
(موسی) گفت: این پیمان میان من و تو است، البته هرکدام از این دو مدّت را ادا کردم، نباید تجاوزی بر من صورت گیرد. و الله بر آنچه می‌گوییم وکیل و گواه است
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
و چون موسی آن مدت را به پایان رسانید و با اهل خود روان شد، از سوی (کوه) طور آتشی را دید. به اهل خود گفت: بایستید که من آتشی را دیده‌ام، امیدوارم از آنجا خبری یا شعله‌ای از آتش برایتان بیاورم تا خود را (به آن) گرم کنید
ﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂ
پس وقتی نزدیک آتش آمد، از کنارۀ راست وادی، در جایگاه بابرکت، از درخت آواز کرده شد که ای موسی! من الله پروردگار جهانیانم
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙ
و عصای خود را بینداز، پس چون آنرا دید که حرکت می‌کند گویی مار است، موسی پشت گردانید و بازنگشت. (گفتیم) برگرد و نترس، یقینا تو از جملۀ کسانی هستی که در امانند
ﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
دستت را به گریبانت درآور تا سفید (و) بی‌عیب بیرون آید. و بخاطر دور کردن ترس، دست‌هایت را به‌سوی خود جمع کن این دو دلیل از سوی پروردگارت برای فرعون و اشراف (قوم) اوست. چون آنان قوم نافرمانِ بدکار بودند
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠ
(موسی) گفت: ای پروردگارم! من کسی از آنان را کشته‌ام، پس می‌ترسم که مرا بکشند
ﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰ
و برادرم هارون از من فصیح‌تر است، پس او را با من بفرست تا مددگار من باشد و مرا تصدیق نماید. چون من می‌ترسم از آنکه مرا تکذیب کنند
ﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁ
(الله) فرمود: ما بازوی تو را به وسیلۀ برادرت (هارون) تقویت و نیرومند خواهیم کرد و به شما سلطه و برتری خواهیم داد. پس آنان به شما دست یافته نمی‌توانند، به سبب معجزات ما، شما و کسانی که از شما پیروی می‌کنند غالب خواهید شد
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
پس وقتی موسی با معجزات روشن و آشکار ما به نزد آنان آمد، گفتند: این جز جادوی خودساخته نیست. و در میان پدران نخستین خود چنین چیزی را نشنیده‌ایم
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
و موسی گفت: پروردگار من داناتر است که چه کسی هدایت را از سوی او آورده است و چه کسی سرانجام نیک سرای آخرت را دارد، بی‌گمان ظالمان کامیاب نمی‌شوند
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒ
و فرعون گفت: ای سران و بزرگان قوم! من جز خودم معبودی را برای شما نمی‌شناسم! پس ای هامان! برای من بر گِل آتش بیافروز (و آنرا پخته کن) باز برای من برج بزرگی بساز، شاید من از معبود موسی اطلاع حاصل نمایم. و به راستی من او را از دروغگویان می‌پندارم
ﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟ
و فرعون و لشکر او به ناحق تکبر ورزیدند و گمان کردند که آنان به‌سوی ما بازگردانیده نمی‌شوند
ﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫ
پس او و سپاهیانش را گرفتیم، پس آنان را در دریا افگندیم. پس بنگر سرانجام ظالمان چگونه بود؟
ﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗ
و آنان را پیشوایانی گردانیدیم که به‌سوی آتش (دوزخ) دعوت می‌دادند، و روز قیامت یاری نمی‌شوند
ﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣ
و در این دنیا لعنت را از عقب‌شان فرستادیم و روز قیامت هم از جملۀ طرد شدگان هستند
ﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴ
و البته به موسی کتاب آسمانی دادیم، بعد از آنکه اقوام نخستین را نابود کردیم، تا برای مردم سبب بصیرت و وسیله هدایت و رحمت باشد و تا ایشان یادآورد شوند و عبرت گیرند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞ
و (ای محمد) تو در جانب غربی (کوه طور) نبودی، آن دم که امر نبوت را به موسی ابلاغ کردیم. و تو از حاضرین نبودی
ﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲ
و ليكن ما نسل‌هایی بوجود آوردیم، پس عمرشان طولانی شد. و تو در میان اهل مدين مقیم نبودی تا آیات ما را بر آنان بخوانی، لیکن ما فرستنده بودیم
ﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
و تو در کنار کوه طور نبودی وقتی که ما ندا دادیم، ولی رحمتی از سوی پروردگارت (آمد) تا قومی را بیم دهی که قبل از تو بیم دهنده‌ای به سوی‌شان نیامده بود، تا آنان پند بپذیرند
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
اگر (پیش از فرستادن پیغمبر) مصیبتی به خاطر اعمال‌شان به آنان می‌رسید، پس می‌گفتند: ای پروردگار ما! چرا به‌سوی ما پیغمبری نفرستادی تا از آیات تو پیروی می‌کردیم و از مؤمنان می‌بودیم؟
ﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘ
پس چون حق از جانب ما به سوی‌شان آمد، گفتند: چرا مانند آنچه که به موسی داده شد به او داده نشده است؟ آیا به آنچه پیش از این به موسی داده شد کفر نورزیده‌اند؟ گفتند: این دو (قرآن و تورات) جادویی‌اند که یکدیگر را تأیید می‌کنند. و گفتند: ما همه را انکار می‌کنیم
ﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦ
بگو: پس اگر راست می‌گویید، کتابی از نزد الله بیاورید که از این دو (کتاب) هدایت کننده‌تر باشد، تا از آن پیروی کنم
ﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀ
پس اگر دعوت تو را نپذیرفتند (و ایمان نیاوردند)، بدان که تنها از خواهشات خود پیروی می‌کنند. و کیست گمراه‌تر از کسی که بدون راهنمایی از (سوی) الله، از هوی و هوس خود پیروی می‌کند؟! يقينا الله مردم ظالم را هدایت نمی‌کند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘ
و البته (به وسیلۀ تورات و قرآن) سخن هدایت را به آنها پی در پی رسانیدیم، تا عبرت گیرند
ﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡ
آنانی را که پیش از این (قرآن) کتاب داده‌ایم به آن ایمان می‌آورند
ﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱ
و چون (قرآن) بر آنان خوانده شود، می‌گویند: به آن ایمان آوردیم، چون آن حق است و از سوی پروردگار ماست. ما پیش از (نزول) آن نیز مسلمان (منقاد و فرمانبردار) بودیم
ﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾ
ایشان به خاطر آنکه صبر کردند، اجر‌شان دو بار به آنان داده می‌شود و به خاطر آنکه بدی را با نیکی دفع می‌کنند. و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند
ﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
و چون سخن لغو را بشنوند، از آن روی می‌گردانند و می‌گویند: اعمال ما برای ماست، و اعمال شما برای شماست. سلام بر شما ما خواهان (همنشینی با) جاهلان نیستیم
ﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝ
(ای پیامبر!) تو کسی را که دوست داری نمی‌توانی هدایت کنی، بلکه الله هر کس را که بخواهد هدایت می‌کند، و او به هدایت شدگان داناتر است
ﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙ
و گفتند: اگر همراه تو از هدایت پیروی کنیم، از سرزمین خود ربوده می‌شویم. آیا آنان را در حرم امن جای ندادیم، که ثمرات هر چیزی به عنوان روزی از جانب ما به‌سوی آن رسانده می‌شود؟ لیکن بیشترشان نمی‌دانند
ﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭ
و چه بسیار قریه‌ها را نابود کردیم که زندگی خوش، آنها را مست و مغرور کرده بود. پس این خانه‌های ایشان است که بعد از آنان جز اندکی (در آن) سکونت نشده بود و ما خود ما وارث (دیار آنان) شدیم
ﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃ
و پروردگار تو هرگز هلاک کنندۀ شهرها نبوده است، مگر اینکه در اصل و مرکز آن پیغمبری بفرستد که آیات ما را بر آنان بخواند. و ما نابود کنندۀ قریه‌ها نیستیم مگر اینکه اهالی آنجا ظالم باشند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
و هر آنچه داده شده‌اید، بهرۀ زندگانی دنیا و زینت آن است. ولی آنچه نزد الله است، بهتر و پاینده‌تر است. پس آیا از عقل‌تان کار نمی‌گیرید؟
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
آیا کسی که او را به وعدۀ نیک وعده داده‌ایم و او دریابندۀ آن است، مانند کسی است که متاع زندگی این جهان را به او داده‌ایم، باز او روز قیامت از احضار شدگان (در عذاب) باشد؟
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
و یادآور شو روزی را که (الله) آنان را ندا داده و می‌فرماید: کجایند آن شریکانی که آنها را (شفاعت‌گر) گمان می‌کردید؟
ﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒ
کسانی که حكم عذاب بر آنها ثابت شده است می‌گویند: ای پروردگار ما! ایشان کسانی‌اند که گمراه‌شان کردیم، آنان را چنانکه خود گمراه بودیم گمراه کردیم. ما از آنها به‌سوی تو بیزاری می‌جوییم، ما را عبادت نمی‌کردند (بلکه خواهشات خود را عبادت می‌کردند)
ﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
و گفته می‌شود: شریکان‌تان را (برای نجات) بخوانید، پس آنها را می‌خوانند، ولی (ندای)‌شان را پاسخ نمی‌دهند. و عذاب را می‌بینند، (و آرزو می‌کنند)ای کاش راه یافته می‌بودند
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨ
و یادآور شو روزی که (الله) آنها را ندا می‌دهد و می‌فرماید: به پیغمبران ما چه پاسخ دادید؟
ﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰ
پس خبرها در آن روز بر آنان پوشیده می‌گردد و (از شدت دهشت) نمی‌توانند چیزی را از یکدیگر بپرسند
ﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝ
و اما کسی که توبه کرده و ایمان آورده و کار نیک انجام داده باشد، پس امید است که از جملۀ رستگاران گردد
ﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮ
و پروردگار تو هر چه را بخواهد می‌آفریند و (هر کس را بخواهد) اختیار می‌کند، و اختیاری برای آنان نیست. پاک است الله و بالاتر از آن است که برایش شریک قرار می‌دهند
ﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
و پروردگارت می‌داند آنچه را سینه‌هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌سازند
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈ
و اوست «الله»، معبودی به حق جز او نیست، ستایش در اول و آخر برای اوست و حکم در اختیار اوست و به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥ
بگو: آیا دیده‌اید اگر الله شب را بر شما تا روز قیامت پیوسته و همیشه بگرداند، کیست معبودی غیر از الله که برایتان روشنی بیاورد؟ آیا (حق را) نمی‌شنوید؟
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
بگو: آیا دیده‌اید اگر الله روز را تا قیامت بر شما پیوسته و همیشه بگرداند، به جز الله معبودی است که بتواند برای شما شب را بیاورد تا در آن آرام گیرید؟ آیا نمی‌بینید؟
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊ
و از رحمتش (به شماست که) شب و روز را برایتان آفرید تا در آن آرام گیرید و تا از فضل او روزی بجوئید و تا باشد که شکر بگزارید
ﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓ
و روزی که آنان را ندا میدهد، پس می‌گوید: آن شريكان من که شما می‌پنداشتید، کجایند (تا شما را از عذاب نجات دهند)؟
ﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥ
و (در آن روز) از هر امتی گواهی بیرون کنیم، پس گوییم: دلیل خود را بیاورید. پس می‌دانند که حق با الله است، و آنچه که (به وحدانیت الله) افترا می‌کردند، از ایشان گم و ناپدید می‌شود
ﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧ
البته قارون از قوم موسی بود، پس بر آنان بغاوت کرد، و از گنج‌ها به اندازه‌ای به او دادیم که کلیدهای آن بر گروه توانمند سنگینی می‌کرد. وقتی قومش به او گفتند: شادی مکن، زیرا الله شاد شوندگان (به مال دنیا) را دوست نمی‌دارد
ﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆ
و در آنچه الله به تو داده است سرای آخرت را بجوی، و نصیب خود را از دنیا فراموش مکن، و چنانکه الله به تو نیکی کرده است (با دیگران) نیکی کن، و در زمین در تلاش فساد مباش که الله فسادکاران را دوست نمی‌دارد
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯ
قارون گفت: البته این (مال و ثروت) به خاطر علم و دانشی که دارم به من داده شده است. آیا ندانست که الله پیش از او از قرن‌ها (نسل‌های گذشته) کسانی را که از او تواناتر بودند و نسبت به او بیشتر مال اندوخته بودند، هلاک کرد؟ و مجرمان از گناهشان پرسیده نمی‌شوند (زیرا آنها از سیمای‌شان شناخته می‌شوند)
ﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
پس (قارون) آراسته به زینت خود بر قومش بیرون شد، کسانی که زندگانی دنیا را می‌خواستند گفتند: ای کاش! ما نیز مانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بدون شک او از نصیب بزرگ (از نعمت‌های دنیا) برخوردار است
ﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗ
و کسانی که علم داده شده بودند، گفتند: وای بر شما! پاداش الله برای کسی که ایمان آورد و کار نیک انجام دهد، بهتر است. و این سخن را جز صابران نمی‌پذیرند
ﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩ
پس او و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم. پس هیچ گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) الله مدد کنند، و خود او نیز از نصرت یافتگان نبود
ﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧ
و همان کسانی که دیروز مقام و منزلت او را آرزو می‌کردند، گفتند: وای! مثل اینکه الله روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد فراخ و تنگ می‌گرداند، و اگر الله بر ما منت ننهاده بود، حتما ما را نیز (در زمین) فرو می‌برد. وای! گویا کافران رستگار نمی‌شوند
ﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷ
آن سرای آخرت را برای کسانی مقرر می‌گردانیم که در زمین خواهان برتری و فساد نیستند، و عاقبت (نیک) برای پرهیزگاران است
ﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋ
هر کس (در روز قیامت) کار نیک بیاورد، برای او (پاداش) بهتر از آن است، و هر کس بدی بیاورد (بداند) کسانی که مرتکب بدی‌ها شده‌اند، جز سزای آنچه کرده‌اند، (افزون بر آن) سزا داده نمی‌شوند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥ
البته همان ذاتی که (عمل کردن به) این قرآن را بر تو فرض کرد، يقيناً او بازگردانندۀ تو به‌سوی بازگشت‌گاه است. بگو: پروردگارم بهتر می‌داند که چه کسی هدایت را (از سوی) او آورده است، و چه کسی در گمراهی آشکار قرار دارد
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
و تو امید نداشتی که کتاب بر تو نازل شود، بلکه این رحمتی از سوی پروردگارت بود (که این کار انجام شد)، پس هرگز مددگار کافران مباش
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉ
و هرگز کافران تو را از آيات الله باز ندارند، پس از آنکه (قرآن) بر تو نازل شده است. و به‌سوی پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشركان مباش
ﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠ
و با الله معبود دیگری را مخوان، جز او معبود به حق نیست، همه چیز هلاک شونده است، جز وجه (ذات) او. سلطنت و حکم از او (نافذ) است و (همگی شما) به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید

قرآن کریم


Tuesday, August 18, 2026

Don't forget us in your sincere prayers