سوره نمل
PDF —
93 آیه مکی PDF
Built right in your browser — download starts automatically

سوره نمل pdf — دانلود (فارسی)

سوره نمل pdf فارسی — دانلود سوره نمل ترجمه. نمل (مکی) 93 آیه.

Related



سوره نمل
93 آیه · مکی · فارسی
bismillah
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘ
طا، سين. اين است آيات قرآن و كتاب روشنگر.
ﭙﭚﭛﭜ
رهنمون و مژده‌اى است براى مؤمنان:
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦ
آنان كه نماز مى‌گزارند و زكات مى‌دهند و به روز قيامت يقين دارند.
ﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱ
اعمال آنهايى را كه به آخرت ايمان ندارند در نظرشان بياراستيم. از اين روى سرگشته مانده‌اند.
ﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
ايشان همان كسانند كه عذاب سخت از آن آنهاست و در آخرت زيانكارترند.
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄ
تو كسى هستى كه قرآن از جانب خداى حكيم و دانا به تو تلقين مى‌شود.
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕ
موسى به خانواده خود گفت: من از دور آتشى ديدم، زودا كه از آن برايتان خبرى بياورم يا پاره آتشى. شايد گرم شويد.
ﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤ
چون به آتش رسيد، ندايش دادند كه بركت داده شده، آن كه درون آتش است و آن كه در كنار آن است. و منزه است خداى يكتا، آن پروردگار جهانيان.
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫ
اى موسى، من خداى پيروزمند حكيم هستم.
ﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
عصايت را بيفكن. چون ديدش كه همانند مارى مى‌جنبد، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست. اى موسى، مترس. پيامبران نبايد كه در نزد من بترسند.
ﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮ
مگر كسى كه مرتكب گناهى شده باشد و پس از بدكارى، نيكوكار شود. زيرا من آمرزنده و مهربانم.
ﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄ
دستت را در گريبان ببر تا بى‌هيچ آسيبى سفيد بيرون آيد. با نه نشانه نزد فرعون و قومش برو كه مردمى عصيانگرند.
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍ
چون نشانه‌هاى روشنگر ما را ديدند گفتند: اين جادويى آشكار است.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
با آنكه در دل به آن يقين آورده بودند، ولى از روى ستم و برترى‌جويى انكارش كردند. پس بنگر كه عاقبت تبهكاران چگونه بود.
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
ما به داود و سليمان دانش داديم. گفتند: سپاس از آن خدايى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمن خود برترى داد.
ﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃ
و سليمان وارث داود شد و گفت: اى مردم، به ما زبان مرغان آموختند و از هر نعمتى ارزانى داشتند. و اين عنايتى است آشكار.
ﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍ
سپاهيان سليمان از جن و آدمى و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مى‌رفتند.
ﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
تا به وادى مورچگان رسيدند. مورچه‌اى گفت: اى مورچگان، به لانه‌هاى خود برويد تا سليمان و لشكريانش شما را بى‌خبر در هم نكوبند.
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
سليمان از سخن او لبخند زد و گفت: اى پروردگار من، مرا وادار تا سپاس نعمت تو را كه بر من و پدر و مادر من ارزانى داشته‌اى به جاى آورم و كارهاى شايسته‌اى كنم كه تو خشنود شوى، و مرا به رحمت خود در شمار بندگان شايسته‌ات درآور.
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨ
در ميان مرغان جستجو كرد و گفت: چرا هدهد را نمى‌بينم، آيا از غايب‌شدگان است؟
ﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲ
به سخت‌ترين وجهى عذابش مى‌كنم يا سرش را مى‌برم، مگر آنكه براى من دليلى روشن بياورد.
ﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁ
درنگش به درازا نكشيد. بيامد و گفت: به چيزى دست يافته‌ام كه تو دست نيافته بودى و از سبا برايت خبرى درست آورده‌ام.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
زنى را يافتم كه بر آنها پادشاهى مى‌كند. از هر نعمتى برخوردار است و تختى بزرگ دارد.
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
ديدم كه خود و مردمش به جاى خداى يكتا آفتاب را سجده مى‌كنند. و شيطان اعمالشان را در نظرشان بياراسته است و از راه خدا منحرفشان كرده است، چنان كه روى هدايت نخواهند ديد.
ﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
چرا خدايى را كه نهان آسمانها و زمين را آشكار مى‌كند و هر چه را پنهان مى‌داريد يا آشكار مى‌سازيد مى‌داند، سجده نكنند؟
ﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
خداى يكتا كه هيچ خدايى جز او نيست. پروردگار عرش عظيم.
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐ
گفت: اكنون بنگريم كه راست گفته‌اى يا در شمار دروغگويانى.
ﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜ
اين نامه مرا ببر و بر آنها افكن، سپس به يكسو شو و بنگر كه چه جواب مى‌دهند.
ﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥ
آن گفت: اى بزرگان، نامه‌اى گرامى به سوى من افكنده شد.
ﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮ
نامه از سليمان است و اين است: «به نام خداى بخشاينده مهربان.»
ﮯﮰﮱﯓﯔﯕ
«بر من برترى مجوييد و به تسليم نزد من بياييد.»
ﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
زن گفت: اى بزرگان، در كار من رأى بدهيد، كه تا شما حاضر نباشيد من هيچ كارى را فيصل نتوانم داد.
ﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯ
گفتند: ما قدرتمندان و خداوندان نبرد سخت هستيم. كارها به دست توست. بنگر كه چه فرمان مى‌دهى.
ﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾ
زن گفت: پادشاهان چون به قريه‌اى درآيند، تباهش مى‌كنند و عزيزانش را ذليل مى‌سازند. آرى چنين كنند.
ﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇ
من هديه‌اى نزدشان مى‌فرستم و مى‌نگرم كه قاصدان چه جواب مى‌آورند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
چون قاصد نزد سليمان آمد، سليمان گفت: آيا مى‌خواهيد به مال مرا يارى كنيد؟ آنچه خدا به من داده از آنچه به شما داده بهتر است. نه، شما به هديه خويش شادمان هستيد.
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰ
اكنون به نزدشان بازگرد. سپاهى بر سرشان مى‌كشيم كه هرگز طاقت آن را نداشته باشند. و به خوارى و خفت از آنجا بيرونشان مى‌كنيم.
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
گفت: اى بزرگان، كدام يك از شما تخت او را -پيش از آنكه به تسليم نزد من آيند- برايم مى‌آورد؟
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍ
عفريتى از ميان جنها گفت: من، قبل از آنكه از جايت برخيزى، آن را نزد تو حاضر مى‌كنم، كه من بر اين كار هم توانايم و هم امين.
ﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘ
و آن كس كه از علم كتاب بهره‌اى داشت گفت: من، پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو مى‌آورم. چون آن را نزد خود ديد، گفت: اين بخشش پروردگار من است، تا مرا بيازمايد كه سپاسگزارم يا كافر نعمت. پس هر كه سپاس گويد براى خود گفته است و هر كه كفران ورزد پروردگار من بى‌نياز و كريم است.
ﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
گفت: تختش را ديگرگون كنيد، ببينيم آن را باز مى‌شناسد يا از آنهاست كه باز نتوانند شناخت.
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
چون آمد گفتندش: آيا تخت تو چنين بود؟ گفت: گويى همان است. و ما پيش از اين آگاه شده بوديم و تسليم بوده‌ايم.
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄ
و او را از هر چه به جز خداى يكتا مى‌پرستيد، بازداشت. زيرا او در زمره كافران بود.
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓﰔﰕﰖﰗﰘﰙﰚﰛﰜﰝﰞﰟﰠﰡﰢﰣﰤ
گفتندش: به صحن قصر درآى. چون بديدش پنداشت كه آبگيرى ژرف است. دامن از ساقهايش برگرفت. سليمان گفت: اين صحنى است صاف از آبگينه. گفت: اى پروردگار من، من بر خويشتن ستم كرده‌ام و اينك با سليمان در برابر پروردگار جهانيان تسليم شدم.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞ
و بر قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم كه: خداى يكتا را بپرستيد. ناگهان دو گروه شدند و با يكديگر به خصومت برخاستند.
ﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
گفت: اى قوم من، چرا پيش از نيكى بر بدى مى‌شتابيد؟ چرا از خدا آمرزش نمى‌خواهيد؟ شايد بر شما رحمت آورد.
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
گفتند: ما تو را و يارانت را به فال بد گرفته‌ايم. گفت: جزاى شما نزد خداست. اينك مردمى فريب‌خورده هستيد.
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
در شهر نه مرد ناصالح بودند كه در آن سرزمين فساد مى‌كردند نه اصلاح.
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖ
گفتند: به خدا سوگند خوريد كه بر او و كسانش شبيخون زنيم. و چون كسى به طلب خونش برخيزد، بگوييم: ما به هنگام هلاكت كسان او آنجا نبوده‌ايم، و ما راست گفتاريم.
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞ
و غافل بودند كه اگر آنها حيله‌اى انديشيده‌اند ما نيز حيله‌اى انديشيده‌ايم.
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨ
بنگر كه عاقبت مكرشان چه شد: ما آنها و قومشان را به تمامى هلاك كرديم.
ﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
آن خانه‌هاى آنهاست كه به كيفر ظلمى كه مى‌كردند خالى افتاده است. در آن دانايان را عبرتى است.
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜ
آنهايى را كه ايمان آورده بودند و پرهيزگار بودند، نجات داديم.
ﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
و لوط را به يادآر. آنگاه كه به قوم خود گفت: كارهاى زشت مرتكب مى‌شويد، در حالى كه خود به زشتى آن آگاهيد؟
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲ
چرا از روى شهوت به جاى زنان به مردان مى‌گراييد؟ شما مردمى نادان هستيد.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
جواب قوم او جز اين نبود كه گفتند: خاندان لوط را از قريه خود بيرون كنيد. آنان دعوى پاكى مى‌كنند.
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪ
او و كسانش، جز زنش، را نجات داديم. چنان خواستيم كه آن زن از بازماندگان باشد.
ﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲ
بارانى بر آنها بارانيديم و باران تهديدشدگان چه بد بارانى است.
ﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀ
بگو: سپاس اللّه را و سلام بر بندگان برگزيده او. آيا اللّه بهتر است يا آن چيزها كه شريك او قرار مى‌دهند؟
ﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞ
يا آن كسى كه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان برايتان آب فرستاد، و بدان بوستانهايى خوش‌منظر رويانيديم كه شما را توان رويانيدن درختى از آن نيست. آيا با وجود اللّه خداى ديگرى هست؟ نه، آنها مردمى هستند از حق منحرف.
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗ
يا آن كه زمين را آرامگاه ساخت و در آن رودها پديد آورد و كوه‌ها، و ميان دو دريا مانعى قرار داد. آيا با وجود اللّه خداى ديگرى هست؟ نه، بيشترينشان نمى‌دانند.
ﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪ
يا آن كه درمانده را چون بخواندش پاسخ مى‌دهد و رنج از او دور مى‌كند و شما را در زمين جانشين پيشينيان مى‌سازد. آيا با وجود اللّه خداى ديگرى هست؟ چه اندك پند مى‌گيريد.
ﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁ
يا آن كه شما را در تاريكيهاى بيابان و دريا راه مى‌نمايد، و آن كه پيش از باران رحمتش بادها را به مژده مى‌فرستد. آيا با وجود اللّه خداى ديگرى هست؟ اللّه برتر است از هر چه شريك او مى‌سازند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦ
يا آن كه مخلوقات را مى‌آفريند سپس آنها را باز مى‌گرداند، و آن كه از آسمان و زمين به شما روزى مى‌دهد. آيا با وجود اللّه خداى ديگرى هست؟ بگو: اگر راست مى‌گوييد، برهان خويش بياوريد.
ﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
بگو: هيچ كس در آسمانها و زمين غيب نمى‌داند مگر اللّه. و نيز نمى‌دانند چه وقت زنده مى‌شوند.
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
در باب آخرت به يقين رسيدند؟ نه، همچنان در شك هستند، كه مردمى نابينايند.
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
كافران گفتند: چگونه اگر ما و پدرانمان خاك شديم ما را از قبر بيرون مى‌آورند؟
ﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞ
به ما و پدرانمان هم پيش از اين چنين وعده‌اى داده بودند. اينها چيزى جز افسانه‌هاى پيشينيان نيست.
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨ
بگو: در زمين سير كنيد و بنگريد كه پايان كار مجرمان چگونه بوده است.
ﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓ
بر ايشان اندوهگين مباش و از حيله‌اى كه مى‌انديشند تنگدل مشو.
ﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
مى‌گويند: اگر راست مى‌گوييد، آن وعده چه وقت خواهد بود؟
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
بگو: شايد پاره‌اى از آنچه به شتاب مى‌طلبيد نزديك شما باشد.
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰ
و پروردگار تو فضل خود را بر مردم ارزانى مى‌دارد، ولى بيشترينشان شكر نمى‌گويند.
ﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹ
و پروردگار تو مى‌داند كه چه چيز را در دل نهان كرده‌اند و چه چيز را آشكار مى‌سازند.
ﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄ
و در آسمانها و زمين هيچ رازى نيست، مگر آنكه در كتاب مبين آمده است.
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑ
اين قرآن بسيارى از چيزهايى را كه بنى‌اسرائيل در آن اختلاف دارند، بر ايشان حكايت مى‌كند.
ﭑﭒﭓﭔﭕ
و براى مؤمنان هدايت و رحمت است.
ﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟ
هرآينه پروردگار تو به رأى خويش ميانشان قضاوت خواهد كرد، كه او پيروزمند و داناست.
ﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨ
پس بر خدا توكل كن كه تو همراه با حقيقتى روشن هستى.
ﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
تو نمى‌توانى مردگان را شنوا سازى و آواز خود را به گوش كرانى كه از تو روى مى‌گردانند برسانى.
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄ
تو نمى‌توانى كوران را از گمراهيشان راه نمايى. آواز خود را تنها به گوش كسانى توانى رساند كه به آيات ما ايمان آورده‌اند و مسلمان هستند.
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖ
چون فرمان قيامت مقرّر گردد، بر ايشان جنبنده‌اى از زمين بيرون مى‌آوريم كه با آنان سخن بگويد كه اين مردم به آيات ما يقين نمى‌آوردند.
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢ
روزى كه از هر ملتى فوجى -از آنان كه آيات ما را تكذيب مى‌كردند- گرد مى‌آوريم و آنان را به صف برانند؛
ﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰ
تا چون به محشر برسند، گويد: آيا شما آيات مرا تكذيب مى‌كرديد و حال آنكه دانش شما بدان احاطه نيافته بود؟ آن چه كارى بود كه مى‌كرديد؟
ﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚ
به كيفر ستمى كه مى‌كردند حكم عذاب بر آنها مقرر شود. بى‌آنكه هيچ سخنى بگويند.
ﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
آيا نمى‌بينند كه شب را پديد آورديم تا در آن بيارامند و روز را روشنى بخشيديم. هرآينه در اين براى مؤمنان عبرتهاست.
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿ
روزى كه در صور دميده شود و همه كسانى كه در آسمانها و زمين هستند -مگر آن كه خدا بخواهد- بترسند و همه خوار و ذليل به سوى او روان شوند.
ﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓﰔ
و كوه‌ها را بينى، پندارى كه جامدند، حال آنكه به سرعت ابر مى‌روند. كار خداوند است كه هر چيزى را به كمال پديد آورده است. هرآينه او به هر چه مى‌كنيد آگاه است.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
هر كس كه كار نيكى كند بهتر از آن را پاداش گيرد و نيكوكاران از وحشت آن روز در امان باشند.
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪ
و آنان را كه كارهاى بد مى‌كنند سرنگون در آتش اندازند، آيا جز بر وفق كارهايى كه كرده‌ايد كيفر يابيد؟
ﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
به من فرمان شده كه پروردگار اين شهر را بپرستم. شهرى كه خداوندى كه همه چيز از آن اوست حرمتش نهاده، و مأمورم كه از مسلمانان باشم.
ﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏ
و قرآن را تلاوت كنم. پس هر كه هدايت يافت به سود خود هدايت يافته است و هر كه گمراه شد، بگو: جز اين نيست كه من بيم‌دهنده‌اى هستم.
ﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜ
و بگو: سپاس خدا راست. آيات خود را به شما خواهد نمود تا آنها را بشناسيد. و پروردگار تو از هيچ كارى كه مى‌كنيد بى‌خبر نيست.

Tuesday, August 18, 2026

به قرآن کریم چنگ بزنید