(164) در آفرينش آسمانها و زمين، و در آمد و شد شب و روز، و در كشتيهايى كه در دريا مىروند و مايه سود مردمند، و در بارانى كه خدا از آسمان فرو مىفرستد تا زمين مرده را بدان زنده سازد و جنبندگان را در آن پراكنده كند، و در حركت بادها، و ابرهاى مسخّر ميان زمين و آسمان؛ براى خردمندانى كه در مىيابند نشانه هاست.
|
(266) آيا از ميان شما كسى هست كه دوست داشته باشد كه او را بوستانى از خرما و انگور بوده باشد، و جويها در پاى درختانش جارى باشد، و هر گونه ميوهاى دهد، و خود پير شده و فرزندانى ناتوان داشته باشد، به ناگاه گرد بادى آتشناك در آن بوستان افتد و بسوزد؟ خدا آيات خود را براى شما اينچنين بيان مىكند، باشد كه بينديشيد.
|
(177) هر آينه آنان كه ايمان دادند و كفر خريدند، هيچ زيانى به خدا نمىرسانند و برايشان عذابى دردناك است.
|
(57) و اوست كه پيشاپيش رحمت خود بادها را به بشارت مىفرستد. چون بادها ابرهاى گرانبار را بردارند، ما آن را به سرزمينهاى مرده روان سازيم و از آن باران مىفرستيم و به باران هر گونه ثمرهاى را مىرويانيم. مردگان را نيز اينچنين زنده مىگردانيم شايد پند گيريد.
|
(22) اوست كه شما را در خشكى و در دريا سير مىدهد. تا آنگاه كه در كشتيها هستند و باد موافق به حركتشان مىآورد، شادمانند. چون توفان فرا رسد و موج از هر سو بر آنها ريزد، چنان كه پندارند كه در محاصره موج قرار گرفتهاند، خدا را از روى اخلاص عقيدت بخوانند، كه اگر ما را از اين خطر برهانى از سپاسگزاران خواهيم بود.
|
(18) مثَل اعمال كسانى كه به خدا كافر شدهاند چون خاكسترى است كه در روزى طوفانى بادى سخت بر آن بوزد. توان نگهداشتن آنچه را كه به دست آوردهاند ندارند. اين است گمراهى بىانتها.
|
(22) و بادهاى آبستنكننده را فرستاديم، و از آسمان آبى نازل كرديم و شما را بدان سيراب ساختيم و شما را نرسد كه خازنان آن باشيد.
|
(68) آيا ايمنى داريد از اينكه ناگهان در ساحل دريا شما را در زمين فرو برد، يا تندبادى ريگبار بر شما بينگيزد و براى خود هيچ نگهبانى نيابيد؟ (69) يا ايمنى داريد از اينكه بار ديگر شما را به دريا باز گرداند و طوفانى سهمناك و كشتىشكن بفرستد و به خاطر كفرانى كه ورزيدهايد غرقتان سازد و كسى كه ما را از كارمان بازخواست كند نيابيد؟
|
(45) برايشان زندگى دنيا را مثَل بزن كه چون بارانى است كه از آسمان ببارد و با آن گياهان گوناگون به فراوانى برويد. ناگاه خشك شود و باد بر هر سو پراكندهاش سازد. و خدا بر هر كارى تواناست.
|
(81) و تندباد را مسخّر سليمان كرديم كه به امر او در آن سرزمين كه بركتش داده بوديم حركت مىكرد. و ما بر هر چيزى آگاهيم.
|
(31) روى آوردگان به خدا باشيد و شرك نياوردگان به او؛ و هر كس كه به خدا شرك آورد، چونان كسى است كه از آسمان فروافتد و مرغ او را بربايد يا بادش به مكانى دور اندازد.
|
(43) آيا نديدهاى كه خدا ابرهايى را به آهستگى مىراند، آنگاه آنها را به هم مىپيوندد و ابرى انبوه پديد مىآورد و باران را بينى كه از خلال آن بيرون مىآيد. و از آسمان، از آن كوهها كه در آنجاست تگرگ مىفرستد و هر كه را خواهد با آن مىزند و از هر كه مىخواهد بازش مىدارد. روشنايى برقش نزديك باشد كه ديدگان را كور سازد.
|
(48) اوست كه پيشاپيش رحمت خود بادها را به مژدهدادن فرستادن. و از آسمان آبى پاك نازل كرديم،
|
(63) يا آن كه شما را در تاريكيهاى بيابان و دريا راه مىنمايد، و آن كه پيش از باران رحمتش بادها را به مژده مىفرستد. آيا با وجود اللّه خداى ديگرى هست؟ اللّه برتر است از هر چه شريك او مىسازند.
|
(46) و از نشانههاى قدرت او آنكه بادهاى مژدهدهنده را مىفرستد، تا رحمت خود را به شما بچشاند و تا كشتيها به فرمان او روان باشند و از فضل او روزى بجوييد. باشد كه سپاس گوييد.
|
(51) و اگر بادى بفرستيم كه كشتهها را زرد ببينند، از آن پس همه كافر شوند.
|
(27) آيا نمىبينند كه آب را به زمين خشك و بىگياه روانه مىسازيم تا كشتزارها برويانيم و چارپايان و خودشان از آن بخورند؟ چرا نمىبينند؟
|
(9) اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از نعمتى كه خدا به شما داده است ياد كنيد، بدان هنگام كه لشكرها بر سر شما تاخت آوردند و ما باد را و لشكرهايى را كه نمىديديد بر سرشان فرستاديم و خدا بدانچه مىكرديد بينا بود.
|
(12) و باد را مسخّر سليمان كرديم. بامدادان يك ماهه راه مىرفت و شبانگاه يك ماهه راه. و چشمه مس را برايش جارى ساختيم و گروهى از ديوها به فرمان پروردگارش برايش كار مىكردند و هر كه از آنان سر از فرمان ما مىپيچيد به او عذاب آتش سوزان را مىچشانيديم.
|
(9) خداست كه بادها را فرستاد تا ابرها را برانگيزند. و ما آنها را به سرزمينهاى مرده مىرانيم و زمين مرده را به آن زنده مىكنيم. زندهگشتن در روز قيامت نيز چنين است.
|
(33) اگر بخواهد، باد را نگه مىدارد تا كشتيها بر روى دريا از رفتن بازمانند. هر آينه در اين براى صابران شكرگزار عبرتهايى است.
|
(5) آمد و شد شب و روز و رزقى كه خدا از آسمان مىفرستد و زمين مرده را بدان زنده مىكند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براى عاقلان.
|
(24) چون ابرى ديدند كه از جانب رودخانههاشان مىآيد، گفتند: اين ابرى بارانزاست. نه، اين همان چيزى است كه آن را به شتاب مىطلبيديد. باد است و در آن باد عذابى دردآور، (25) به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاك مىكند. چنان شدند كه اكنون جز خانههاشان را نبينى. و ما مجرمان را اين سان پاداش مىدهيم.
|
(41) و نيز عبرتى است در قوم عاد آنگاه كه باد عقيم را بر آنها فرستاديم. (42) بر هيچ چيز نوزيد مگر آنكه چون استخوانى پوسيدهاش بر جاى نهاد.
|
(19) ما بر آنها در روزى نحس و طولانى بادى سخت فرستاديم، (20) كه مردمان را از زمين، همانند ريشههاى از جاىكنده نخل، برمىكند.
|
(6) و اما قوم عاد با وزش باد صُرصر به هلاكت رسيدند. (7) آن عذاب را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنان بگماشت. آن قوم را چون تنههاى پوسيده خرما مىديدى كه افتادهاند و مُردهاند.
|