سوره نمل
PDF —
93 آیت Meccan PDF
Built right in your browser — download starts automatically

سوره نمل pdf — دانلود (دری)

سوره نمل pdf دری — دانلود سوره نمل ترجمه. نمل (Meccan) 93 آیت.

Related



سوره نمل
93 آیت · Meccan · دری
bismillah
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘ
طس. (معنای این حروف به الله معلوم است)، این آیه‌های قرآن و کتاب روشنگر است
ﭙﭚﭛﭜ
هدایت و مژده‌ای برای مؤمنان است
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦ
آنان که نماز را برپا می‌کنند و زکات را می‌دهند و ایشان به آخرت یقین دارند
ﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱ
البته کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، کارهایشان را در نظر‌شان آراسته‌ایم، پس آنان (در گمراهی خود) متردد و حیران‌اند
ﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
آنان کسانی‌اند که برای‌شان عذاب بد است، و ایشان در آخرت زیانکارترین (مردم) می‌باشند
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄ
و یقینا تو قرآن را از سوی پروردگار حکیم و دانا دریافت می‌کنی
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕ
به یادآور وقتی که موسی به اهلش گفت: من آتشی دیدم، (به زودی) برای شما خبری یا شعله‌ای از آن می‌آورم تا خود را گرم کنید
ﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤ
پس چون موسی به نزدیک آن آمد، صدا کرده شد: بابرکت و خجسته گردید آن که در آتش است، و (نیز) آن که اطراف آن است، و الله پاک و منزه است، پروردگار جهانیان
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫ
(گفتیم) ای موسی! بدان که من الله، ذات توانای حکیم هستم
ﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
و عصای خود را بینداز و چون آن را دید که گویی ماری است که حرکت می‌کند، به عقب بازگشت و پشت خود را نظر نکرد. (فرمودیم) ای موسی! نترس، چونکه پیغمبران در پیشگاه من نمی‌ترسند
ﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮ
مگر کسی که ستم کرده باشد، باز بدی را به نیکی تبدیل کند، پس (بداند که) يقينا من آمرزندۀ مهربانم
ﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄ
و دست خود را در گریبانت داخل کن تا سفیدِ درخشان بی‌عیب بیرون آید. (این) از جملۀ نُه نشانه (است که به تو خواهیم داد) به‌سوی فرعون و قوم او (برو)، زیرا آنان قوم فاسقند
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍ
پس چون معجزه‌های ما به وضوح و روشنی (که سبب بصیرت و دانایی بود) به آنان رسید، گفتند: این جادوی آشکار است
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
و معجزات را در حالیکه دل‌هایشان به آن باور داشت، از روی ظلم و تکبر انکار کردند. پس بنگر که عاقبت فسادکاران چطور شد؟
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
و البته به داود و سلیمان (نیز) علم و دانش عطا کردیم و آن دو گفتند: ستایش الله راست که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری داد
ﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃ
و سلیمان (در علم و نبوت) وارث داود گردید، و گفت: ای مردم! به ما زبان پرندگان آموخته شده است، و از همۀ چیزها به ما داده شده است. یقینا این فضیلت آشکار است
ﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍ
و برای سلیمان لشکریانش از جن و انس و پرندگان جمع کرده شدند، پس (در صف‌های منظم) توقف داده شدند
ﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
تا آنکه به وادی مورچگان رسیدند، مورچه‌ای گفت: ای مورچگان! به لانه‌های خود در آیید تا سليمان و لشکریانش نادیده و نادانسته شما را پایمال نکنند
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
سلیمان از سخن آن مورچه تبسم کرد و گفت: ای پروردگارم! به من توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدرم عطا کرده‌ای بجا آورم، و (به من توفیق ده) تا کار نیک انجام دهم که آن را بپسندی، و مرا به رحمت خود در جملۀ بندگان صالحت درآور
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨ
و (سلیمان) جویای حال پرندگان شد و گفت: چرا هدهد را نمی‌بینم، یا اینکه از غایبان است؟
ﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲ
حتماً او را به عذاب سخت سزا خواهم داد، یا سر او را می‌برم، یا (باید) دلیل آشکار برای من بیاورد (که چرا غایب بود)
ﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁ
دیری نگذشت (که هدهد برگشت) و گفت: من از چیزی آگاهی یافتم که تو از آن آگاه نیستی و از (مردم) سبأ برایت خبری یقینی آورده‌ام
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
من زنی را یافتم که بر آنان فرمانروایی می‌کند و از همه چیز داده شده است و تخت بس بزرگ دارد
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
او و قومش را چنین یافتم که به جای الله به آفتاب سجده می‌کنند، و شیطان کارهایشان را برایشان آراسته است، و آنان را از راه (حق) بازداشته است. لذا آنها راهیاب نمی‌شوند
ﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
(شیطان این کار را برای‌شان آراست) تا سجده نکنند برای پروردگاری که نهان را در آسمان‌ها و زمین آشکار می‌کند و آنچه را پنهان می‌دارید و آنچه را آشکار می‌سازید می‌داند
ﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
الله آن ذاتی است که هیچ معبود بر حق به جز او نیست و او پروردگار عرش بزرگ است
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐ
(سلیمان به هدهد) گفت: به زودی خواهیم دید که آیا راست گفته‌ای یا از دروغ‌گویان بوده‌ای
ﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜ
(پس) این نامۀ مرا ببر و آن را به‌سوی آنان بینداز، باز از ایشان دور شو، و بنگر که چه (جواب) باز می‌دهند؟
ﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥ
(پس از رسیدنِ نامه، ملكه بلقیس) گفت: ای بزرگان! البته نامۀ ارجمندی به‌سوی من انداخته شده است
ﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮ
آن نامه از سوی سلیمان است و (سرآغاز) آن چنین است: بنام الله بخشندۀ مهربان
ﮯﮰﮱﯓﯔﯕ
(مضمون نامه این است که ای اهل سبا!) بر من تكبر نورزید و تسلیم شده به نزد من آیید
ﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
(ملکه) گفت: ای سران قوم! در کارم به من نظر دهید، من هیچ کاری را بدون حضور و نظر شما انجام نداده‌ام
ﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯ
گفتند: ما دارای قوت و شوکت هستیم و ما صاحبان کارزار سختیم. ولی اختیار کار در دست توست. پس بنگر که چه فرمان می‌دهی
ﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾ
ملکه گفت: چون بادشاهان (فاتحانه) در شهری داخل شوند (پس) آن را ویران و برباد می‌کنند، و عزیز‌ترین مردمانش را خوارترین می‌گردانند، و اینگونه عمل می‌کنند
ﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇ
و من هدیه‌ای به‌سوی‌شان خواهم فرستاد تا ببینم فرستادگان با چه جواب باز می‌گردند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
پس چون (فرستاده) به نزد سلیمان آمد، (سلیمان به او) گفت: آیا مرا به مال مدد می‌کنید؟ پس بدانید آنچه الله به من عطا کرده است، بهتر است از آنچه به شما داده است، بلکه این شما هستید که به هدیۀ خود شادمان و خورسند می‌شوید
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰ
(سلیمان به فرستاده گفت:) به‌سوی آنان باز گرد، ما حتما با لشکری به سوی‌شان خواهیم آمد که آنان توان مقابله با آن را ندارند، و ایشان را از آنجا با حالت خوار و زبون بیرون خواهیم کرد
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
(سلیمان) گفت: ای بزرگان! کدام یک از شما تخت او را - پیش از آنکه از در تسلیم نزد من آیند - برایم می‌آورد؟
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍ
عفریتی (تنومندی) از جن گفت: من آن را پیش از آنکه از مجلست برخیزی برایت می‌آورم، و من بر آن (کار) توانا و امین هستم
ﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘ
کسی که نزد او علم و دانشی از کتاب الهی بود، گفت: من آن را پیش از چشم بر هم زدنت نزد تو می‌آورم. پس چون (سلیمان) تخت را پیش خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا شکر می‌گزارم یا ناشکری می‌کنم؟ و هر کس شکر گزارد تنها به سود خود شکر می‌ورزد، و هر کس کفران (نعمت) کند، پس بدون شک پروردگارم بی‌نیاز کریم است
ﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
(سلیمان) گفت: تخت او را در نظرش ناشناس و دگرگون سازید، تا ببینیم که آیا پی می‌برد یا از آنانی می‌شود که راهیاب نمی‌گردند؟
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
پس چون آمد، گفته شد: آیا تخت تو این چنین است؟. گفت: گویا این همان است. و پیش از این به ما علم داده شده بود و ما فرمانبردار و منقاد بودیم
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄ
و آنچه را که به غیر از الله پرستش می‌کرد، او را (از عبادت الله) باز داشته بود، چون او از جملۀ قوم کافر بود
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓﰔﰕﰖﰗﰘﰙﰚﰛﰜﰝﰞﰟﰠﰡﰢﰣﰤ
به او (بلقیس) گفته شد: به قصر وارد شو، وقتی که آن را دید گمان کرد که حوض است، و دامن را از ساق‌هایش برکشید. (سلیمان) گفت: این قصری صاف و ساده از آبگینه‌هاست. گفت: پروردگارا! من به خود ظلم کردم و اکنون همرای سلیمان تسلیم پروردگار جهانیان شدم
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞ
و يقينا به‌سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، که الله را بپرستید. پس ناگهان آنها به دو فريق متخاصم (کافر و مؤمن) تقسیم شدند
ﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
(صالح) گفت: ای قوم من! چرا بدی (عذاب) را پیش از نیکی (رحمت) به شتاب می‌طلبید؟ چرا از الله آمرزش نمی‌خواهید تا مورد رحمت قرار گیرید؟
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
گفتند: ما به تو و به کسانی که با تو هستند، فال بد گرفته‌ایم. گفت: فال بدتان نزد الله است، بلکه شما گروهی هستید که آزموده می‌شوید
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
و در آن شهر نه نفر بودند که در زمین فساد می‌کردند و هیچ اصلاح نمی‌کردند
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖ
گفتند: به یکدیگر قسم بخورید (عهد ببندید) که بر صالح و خانواده‌اش در شب یورش می‌آوریم، باز به ولی او می‌گوییم: ما در وقت هلاکت خانواده‌اش حاضر نبودیم و البته ما راستگوییم
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞ
و حیلۀ بس‌بزرگ سنجیدند و ما هم (برای هلاکت آنها و نجات صالح) تدبیر نمودیم، در حالیکه آنها خبر نداشتند
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨ
پس بنگر سرانجام حیله‌سازی آنان چگونه بود؛ ما آنان و قوم‌شان را همگی نابود کردیم
ﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
پس این خانه‌های آنان است که به سبب ظلم‌شان به زمین افتاده است. بی‌گمان در این (ماجرا) برای مردمی که می‌دانند، دلیل و نشانه‌ای است
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜ
و کسانی را که ایمان آوردند و تقوا پیشه کردند، نجات دادیم
ﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
و لوط را (به یادآور) وقتی که به قوم خود گفت: آیا عمل فاحشه را انجام می‌دهید در حالیکه (قباحت آنرا) می‌دانید؟
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲ
آیا شما برای شهوترانی، به جای زنان به سراغ مردان می‌آئید؟ بلکه شما قومی هستید که (عقوبت این جریمه را) نمی‌دانید
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
پس جواب قومش جز آن نبود که گفتند: خانواده (و پیروان) لوط را از دیار خود بیرون کنید که آنان مردم پاکدامن (و بیزار از ناپاکی‌ها) هستند
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪ
پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم، به جز همسرش که او را از جملۀ باقیماندگان (در عذاب) مقدر کردیم
ﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲ
و بر آنان باران سخت (از سنگ) باراندیم، پس چه بد است باران بیم داده شدگان
ﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀ
بگو: ستایش برای الله است. و سلام بر آن بندگانش که (آنان را) برگزیده است. آیا الله بهتر است یا چیزهایی که (با الله) شریک می‌سازند؟
ﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞ
یا کیست که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و از آسمان آبی برایتان فرود آورده است، پس به وسیلۀ آن باغ‌های زیبا رویانیدیم در حالی که شما نمی‌توانستید درختانش را برویانید. آیا معبودی با الله هست؟ نه، بلکه در حقیقت آنها گروه کجرو هستند
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗ
یا کیست که زمین را قرارگاه گردانید و در میان آن نهرها قرار داد و برای آن کوه‌های پابرجا و استوار آفرید و میان دو دریا برزخ و پرده‌ای قرار داد؟ آیا معبودی با الله هست؟ نه، بلکه بیشترشان نمی‌دانند
ﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪ
یا کیست که دعای درمانده را - چون او را به دعا بخواند - اجابت می‌کند، و سختی را دور می‌کند، و شما را جانشین زمین می‌سازد. آیا معبودی با الله هست؟! شما بسیار کم پند می‌گیرید
ﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁ
یا کیست که شما را در تاریکی‌های بیابان و دریا هدایت می‌کند، و کیست که بادها را پیشاپیش رحمتش مژده‌دهنده می‌فرستد. آیا معبودی دیگر با الله هست؟ الله برتر است از آنچه شریک وی می‌سازند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦ
یا کیست که آفریدن را آغاز می‌کند، باز آن را باز می‌گرداند؟ و چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ آیا معبودی با الله هست؟ بگو: دلیل و برهان خود را بیاورید، اگر راست می‌گویید
ﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
بگو: هرکه در آسمان‌ها و زمین است، جز الله غيب را نمی‌داند. و نمی‌دانند چه وقتی برانگیخته می‌شوند
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
بلکه علم ایشان دربارۀ آخرت نارسا است (و در آخرت تکامل خواهد یافت)، بلکه آنان در (وقوع) آن در شک هستند، بلکه آنان در مورد آن کورند
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
و کافران گفتند: آیا چون ما و پدران ما خاک گردیم، آیا بیرون آورده می‌شویم؟
ﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞ
در واقع این را به ما و پیش از ما به پدران ما نیز وعده داده‌اند، این جز افسانه‌های گذشتگان نیست
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨ
بگو: در زمین بگردید، پس ببینید که سرانجام مجرمان چگونه شد؟
ﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓ
و بر (كفر) آنان غم و اندوه مخور. و از آنچه مکر می‌ورزند، دل تنگ مباش
ﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
و می‌گویند: این وعده کی خواهد بود، اگر راستگویید؟
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
بگو: شاید بعضی از آنچه را که به شتاب می‌طلبید، به شما نزدیک شده باشد
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰ
و البته پروردگارت بر مردم دارای فضل (فراوان) است، ولی بیشترشان شکر نمی‌گزارند
ﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹ
و يقينا پروردگارت می‌داند آنچه را در دل‌هایشان پنهان می‌کنند و آنچه را که آشکار می‌سازند
ﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄ
و هیچ پوشیده‌ای در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب روشن (درج شده) است
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑ
یقینا این قرآن برای بنی اسرائیل بیشتر آنچه را که در آن اختلاف می‌کنند، بیان می‌کند
ﭑﭒﭓﭔﭕ
و البته آن (قرآن) برای کسانی که ایمان آورده‌اند، هدایت و رحمت است
ﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟ
به یقین پروردگارت به حکم خود در میان آنها فیصله خواهد کرد. و او غالبِ دانا است
ﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨ
پس بر الله توکل کن، زیرا تو بر حق آشکار هستی
ﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
البته تو نمی‌توانی به مردگان بشنوانی، و نمی‌توانی به کران آواز بشنوانی هنگامی‌که پشت‌کرده روی بگردانند
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄ
و تو نمی‌توانی نابینایان (حق) را از گمراهی‌شان (به‌سوی حق) هدایت کنی، تو تنها کسی را می‌توانی بشنوانی که به آیات ما ایمان می‌آورد، پس آنها منقاد و فرمانبردارند
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖ
و چون فرمان (عذاب) بر آنان تحقق یابد، جانوری را از زمین برای آنها بیرون می‌آوریم که با ایشان سخن می‌گوید، چرا که مردم به آیات ما یقین نداشتند
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢ
و آن روز (را به یادآور) که از هر امت، گروهی از آنان را که آیات ما را تکذیب می‌کردند، محشور کنیم. پس آنان توقف داده می‌شوند تا با هم دیگر یکجا شوند
ﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰ
تا آنکه همگی آمدند (الله) می‌فرماید: آیا آیات مرا تکذیب کردید درحالیکه در مورد آن از نظر علم احاطه نداشتید؟ یا (در طول زندگی‌تان) چه می‌کردید؟
ﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚ
و به سبب ظلمی که کرده بودند، فرمان (عذاب الهی) بر آنان واقع شد، پس آنان (نمی‌توانند) سخن بگویند
ﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
آیا ندیدند که ما شب را آفریدیم تا در آن آرام گیرند، و روز را روشن ساختیم؟ البته در این کار برای قومی که ایمان می‌آوردند، علامات (قدرت الهی) است
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿ
و یادآور شو روزی که در صور دمیده می‌شود، پس آنانی که در آسمان‌ها و زمین‌اند هراسان شوند، به جز کسی‌که الله (امن‌شان را) بخواهد. و همگی عاجزانه به دربار او آیند
ﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓﰔ
و کوه‌ها را می‌بینی (و) آنها را ساکن می‌پنداری، حال آنکه مانند ابرها در حرکت‌اند. این آفرینش الله است که همه چیز را استوار ساخت. یقینا او به آنچه می‌کنید باخبر است
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
(پس) هرکس که (به دربار الله) نیکی آورد، پاداشِ بهتر از آن خواهد داشت. و آنان از هراس آن روز ایمن‌اند
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪ
و هرکس (به دربار الله) بدی آورد، پس چهره‌هایشان در آتش نگونسار می‌شود. (و به ایشان گفته می‌شود) آیا جز در مقابل آنچه می‌کردید سزا داده می‌شوید؟
ﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
جز این نیست که به من فرمان داده شده است که پروردگار این شهر (مکه) را بپرستم، پروردگاری که آن را حرام قرار داده است و همه چیز از اوست. و به من فرمان داده شده که از جملۀ تسلیم شدگان باشم
ﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏ
و (به من فرمان داده شده است) اینکه قرآن را بخوانم، پس هرکس راه یابد، جز این نیست که به نفع خود راه می‌یابد. و هرکس گمراه شود، بگو: من فقط از بیم دهندگان می‌باشم
ﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜ
و بگو: ستایش برای الله است، به زودی آیاتش را به شما نشان خواهد داد، پس آنها را خواهید شناخت. و پروردگارت از آنچه می‌کنید غافل نیست

قرآن کریم


Tuesday, August 18, 2026

Don't forget us in your sincere prayers