(119) ما تو را كه سزاوار هستى، به رسالت فرستاديم، تا مژده دهى و بيم دهى. تو مسئول دوزخيان نيستى.
|
(129) اى پروردگار ما، از ميانشان پيامبرى بر آنها مبعوث گردان تا آيات تو را برايشان بخواند و به آنها كتاب و حكمت بياموزد و آنها را پاكيزه سازد و تو پيروزمند و حكيم هستى.
|
(151) همچنان كه پيامبرى از خود شما را بر شما فرستاديم تا آيات ما را برايتان بخواند و شما را پاكيزه گرداند و كتاب و حكمت آموزد و آنچه را كه نمىدانستيد به شما ياد دهد. (152) پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم. مرا سپاس گوييد و ناسپاسى من مكنيد.
|
(252) اين است آيات خدا كه به راستى بر تو مىخوانيم و تو از پيامبران هستى.
|
(62) همانا اين داستانى است راست و درست. جز اللّه هيچ خدايى نيست. او خدايى پيروزمند و حكيم است.
|
(79) نسزد هيچ بشرى را كه خدا به او كتاب و حكمت و نبوت داده باشد، آنگاه به مردم بگويد كه بندگان من باشيد نه بندگان خدا. و حال آنكه پيامبران مىگويند: همچنان كه از كتاب خدا مىآموزيد و در آن مى خوانيد، پرستندگان خدا باشيد.
|
(81) و خدا از پيامبران پيمان گرفت كه شما را كتاب و حكمت دادهام؛ به پيامبرى كه آيين شما را تصديق مىكند و به رسالت نزد شما مىآيد بگرويد و يارىاش كنيد. گفت: آيا اقرار كرديد و عهد مرا پذيرفتيد؟ گفتند: اقرار كرديم. گفت: پس شهادت دهيد و من نيز با شما از شاهدانم.
|
(144) جز اين نيست كه محمد پيامبرى است كه پيش از او پيامبرانى ديگر بودهاند. آيا اگر بميرد يا كشته شود، شما به آيين پيشين خود باز مىگرديد؟ هر كس كه بازگردد هيچ زيانى به خدا نخواهد رسانيد. خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.
|
(159) به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سختدل مىبودى از گرد تو پراكنده مىشدند. پس بر آنها ببخشاى و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با ايشان مشورت كن و چون قصد كارى كنى بر خداى توكل كن، كه خدا توكلكنندگان را دوست دارد.
|
(105) ما اين كتاب را به راستى بر تو نازل كرديم تا بدان سان كه خدا به تو آموخته است ميان مردم داورى كنى و به نفع خائنان به مخاصمت برمخيز. (106) و از خدا آمرزش بخواه كه او آمرزنده و مهربان است.
|
(170) اى مردم، پيامبرى به حق از جانب خدا بر شما مبعوث شد، پس به او ايمان بياوريد كه خير شما در آن است. و اگر هم كافر شويد، از آن خداست هر چه در آسمانها و زمين است. و او دانا و حكيم است.
|
(172) مسيح اِبايى نداشت كه يكى از بندگان خدا باشد و ملائكه مقرب نيز اِبايى ندارند. هر كه از پرستش خداوند سرباز زند و سركشى كند، بداند كه خدا همه را در نزد خود محشور خواهد ساخت.
|
(67) اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنين نكنى امر رسالت او را ادا نكردهاى. خدا تو را از مردم حفظ مىكند، كه خدا مردم كافر را هدايت نمىكند.
|
(99) بر پيامبر جز رسانيدن پيام وظيفهاى نيست. و آنچه را كه آشكار مىسازيد يا پنهان مىداريد خدا مىداند.
|
(14) بگو: آيا ديگرى جز خدا را به دوستى گيرم كه آفريننده آسمانها و زمين است و مىخوراند و به طعامش نياز نيست؟ بگو: هر آينه من مأمور شدهام كه نخستين كسى باشم كه تسليم امر خدا شده باشد. پس، از مشركان مباش.
|
(19) بگو: شهادت چه كسى از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن بر من وحى شده است تا شما را و هر كس را كه به او برسد بيم دهم. آيا شهادت مىدهيد كه با اللّه خدايان ديگرى هم هستند؟ بگو: من شهادت نمىدهم. بگو: جز اين نيست كه او خدايى است يكتا و از آنچه با او شريك مىسازيد بيزارم.
|
(158) بگو: اى مردم، من فرستاده خدا بر همه شما هستم. آن خدايى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست و هيچ خدايى جز او نيست. زنده مىكند و مىميراند. پس به خدا و رسول او، آن پيامبر امى كه به خدا و كلمات او ايمان دارد، ايمان بياوريد و از او پيروى كنيد، باشد كه هدايت شويد.
|
(33) او كسى است كه پيامبر خود را براى هدايت مردم فرستاد، با دينى درست و بر حق، تا او را بر همه دينها پيروز گرداند، هر چند مشركان را خوش نيايد.
|
(68) آيا در اين سخن نمىانديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟ (69) يا آنكه پيامبرشان را نشناختهاند كه انكارش مىكنند؟
|
(91) به من فرمان شده كه پروردگار اين شهر را بپرستم. شهرى كه خداوندى كه همه چيز از آن اوست حرمتش نهاده، و مأمورم كه از مسلمانان باشم. (92) و قرآن را تلاوت كنم. پس هر كه هدايت يافت به سود خود هدايت يافته است و هر كه گمراه شد، بگو: جز اين نيست كه من بيمدهندهاى هستم. (93) و بگو: سپاس خدا راست. آيات خود را به شما خواهد نمود تا آنها را بشناسيد. و پروردگار تو از هيچ كارى كه مىكنيد بىخبر نيست.
|
(24) ما تو را به حق به رسالت فرستاديم تا مژده دهى و بيم دهى و هيچ ملتى نيست مگر آنكه به ميانشان بيمدهندهاى بوده است.
|
(42) به خدا قسمهاى سخت خوردند كه اگر بيمدهندهاى بيايد بهتر از هر امت ديگر هدايت يابند. ولى چون بيمدهندهاى آمد، جز نفرتشان نيفزود؛
|
(13) داستان مردم آن قريه را برايشان بياور، آنگاه كه رسولان بدان جا آمدند.
|
(28) اوست كه پيامبرش را به هدايت و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان پيروز گرداند. و خدا شهادت را كافى است.
|
(6) و عيسىبنمريم گفت: اى بنى اسرائيل، من پيامبر خدا بر شما هستم. توراتى را كه پيش از من بوده است تصديق مىكنم، و به پيامبرى كه بعد از من مىآيد و نامش احمد است، بشارتتان مىدهم. چون آن پيامبر با آيات روشن خود آمد، گفتند: اين جادويى است آشكار.
|
(2) اوست خدايى كه به ميان مردمى بىكتاب پيامبرى از خودشان مبعوث داشت تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را پاكيزه سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد. اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند، (3) و بر گروهى ديگر از ايشان كه هنوز به آنها نپيوستهاند. و اوست پيروزمند و حكيم. (4) اين بخشايش خداست كه به هر كه خواهد ارزانيش دارد و خدا را بخشايشى بزرگ است.
|
(1) آيا سينهات را برايت نگشوديم؟ (2) و بار گرانت را از پشتت برنداشتيم؟ (3) بارى كه بر پشت تو سنگينى مىكرد؟ (4) آيا تو را بلندآوازه نساختيم؟ (5) پس، از پى دشوارى آسانى است. (6) هر آينه از پى دشوارى آسانى است.
|
(8) و به پروردگارت مشتاق شو.
|
(1) كافران اهل كتاب و مشركان دست برندارند تا برايشان برهانى روشن بيايد: (2) پيامبرى از جانب خدا كه صحيفههاى پاك را مىخواند. (3) در آنها نوشتههايى است راست و درست. (4) و اهل كتاب پراكنده نشدند مگر از آن پس كه برايشان برهانى روشن آمد.
|