(11) اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از نعمتى كه خدا به شما ارزانى داشته است ياد كنيد: آنگاه كه گروهى قصد آن كردند تا بر شما دست يازند و خدا دست آنان را از شما كوتاه كرد. از خدا بترسيد. و مؤمنانى بر خدا توكل مىكنند.
|
(1) تو را از غنايم جنگى مىپرسند، بگو: غنايم جنگى متعلق به خدا و پيامبر است. پس اگر از مؤمنان هستيد، از خداى بترسيد و با يكديگر به آشتى زيست كنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد.
|
(5) آنچنان بود كه پروردگارت تو را از خانهات به حق بيرون آورد، حال آنكه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند. (6) با آنكه حقيقت بر آنها آشكار شده درباره آن با تو مجادله مىكنند، چنان قدم برمىدارند كه گويى مىبينند كه آنها را به سوى مرگ مىبرند. (7) و به ياد آر آنگاه را كه خدا به شما وعده داد كه يكى از آن دو گروه به دست شما افتد و دوست داشتيد كه آن گروه كه عارى از قدرت است، به دست شما افتد، حال آنكه خدا مىخواست با سخنان خويش حق را بر جاى خود نشاند و ريشه كافران را قطع كند. (8) تا حق را ثابت و باطل را ناچيز گرداند، هر چند گناهكاران ناخشنود باشند.
|
(30) و آن هنگام را به يادآور كه كافران درباره تو مكرى كردند تا در بندت افكنند يا بكشندت يا از شهر بيرون سازند. آنان مكر كردند و خدا نيز مكر كرد و خدا بهترين مكركنندگان است.
|
(41) و اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان كه دو گروه به هم رسيدند نازل كردهايم ايمان آوردهايد، بدانيد كه هرگاه چيزى به غنيمت گرفتيد خمس آن از آن خدا و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است. و خدا به هر چيز تواناست.
|
(40) اگر شما ياريش نكنيد، آنگاه كه كافران بيرونش كردند، خدا ياريش كرد. يكى از آن دو به هنگامى كه در غار بودند به رفيقش مىگفت: اندوهگين مباش، خدا با ماست. خدا به دلش آرامش بخشيد و با لشكرهايى كه شما آن را نمىديديد تأييدش كرد. و كلام كافران را پست گردانيد، زيرا كلام خدا بالاست و خدا پيروزمند و حكيم است.
|
(61) بعضى از ايشان پيامبر را مىآزارند و مىگويند كه او به سخن هر كس گوش مىدهد. بگو: او براى شما شنونده سخن خير است. به خدا ايمان دارد و مؤمنان را باور دارد، و رحمتى است براى آنهايى كه ايمان آوردهاند. و آنان كه رسول خدا را بيازارند به شكنجهاى دردآور گرفتار خواهند شد.
|
(8) ما فرشتگان را جز به حق نازل نمىكنيم و در آن هنگام ديگر مهلتشان ندهند.
|
(87) ما سبعالمثانى و قرآن بزرگ را به تو داديم.
|
(99) و پروردگارت را بپرست، تا لحظه مرگت فرا رسد.
|
(1) منزه است آن خدايى كه بنده خود را شبى از مسجدالحرام به مسجدالاقصى كه گرداگردش را بركت دادهايم سير داد، تا بعضى از آيات خود را به او بنماييم، هر آينه او شنوا و بيناست.
|
(90) گفتند: به تو ايمان نمىآوريم تا براى ما از زمين چشمهاى روان سازى،
|
(96) بگو خدا ميان من و شما شهادت را كافى است، زيرا او به بندگانش آگاه و بيناست.
|
(15) كسى كه مىپندارد كه خدا در دنيا و آخرت ياريش نخواهد كرد، خويشتن را با ريسمانى از سقف بياويزد تا خود را خفه كند و بنگرد كه آيا اين حيله خشمش را از ميان خواهد برد.
|
(52) ما پيش از تو هيچ رسول يا نبيى را نفرستاديم مگر آنكه چون به خواندن آيات مشغول شد شيطان در سخن او چيزى افكند. و خدا آنچه را كه شيطان افكنده بود نسخ كرد، سپس آيات خويش را استوارى بخشيد. و خدا دانا و حكيم است. (53) چنين شود، تا آنچه شيطان در سخن او افكنده براى كسانى كه در قلبهايشان بيمارى است و نيز سختدلان، آزمايشى باشد، و ستمكاران در اختلافى بزرگ گرفتارند.
|
(11) كسانى كه آن دروغ بزرگ را ساختهاند گروهى از شمايند. مپنداريد كه شما را در آن شرى بود. نه، خير شما در آن بود. هر مردى از آنها بدان اندازه از گناه كه مرتكب شده است به كيفر رسد، و از ميان آنها آن كه بيشترين اين بهتان را به عهده دارد به عذابى بزرگ گرفتار مىآيد. (12) چرا هنگامى كه آن بهتان را شنيديد مردان و زنان مؤمن به خود گمان نيك نبردند و نگفتند كه اين تهمتى آشكار است؟ (13) چرا چهار شاهد بر ادعاى خود نياوردند؟ پس اگر شاهدانى نياوردهاند، در نزد خدا در زمره دروغگويانند. (14) اگر فضل و رحمت خدا در دنيا و آخرت ارزانيتان نمىبود، به سزاى آن سخنان كه مىگفتيد شما را عذابى بزرگ درمىرسيد. (15) آنگاه كه آن سخن را از دهان يكديگر مىگرفتيد و چيزى بر زبان مىرانديد كه در باره آن هيچ نمىدانستيد و مىپنداشتيد كه كارى خرد است، و حال آنكه در نزد خدا كارى بزرگ بود. (16) چرا آنگاه كه اين سخن شنيديد نگفتيد: ما را نشايد كه آن را بازگوييم، پروردگارا تو منزهى، اين تهمتى بزرگ است؟
|
(63) آنچنان كه يكديگر را صدا مىزنيد، پيامبر را صدا مزنيد. خدا مىداند چه كسانى از شما در پناه ديگرى خود را پنهان مىسازند و آهسته آهسته بيرون مىروند. آنان كه از فرمان او سرپيچى مىكنند بايد بترسند كه مباد به آنها فتنهاى يا عذابى دردآور برسد.
|
(52) از كافران اطاعت مكن، و به حكم خدا با آنها جهاد كن، جهادى بزرگ.
|
(79) پس بر خدا توكل كن كه تو همراه با حقيقتى روشن هستى. (80) تو نمىتوانى مردگان را شنوا سازى و آواز خود را به گوش كرانى كه از تو روى مىگردانند برسانى. (81) تو نمىتوانى كوران را از گمراهيشان راه نمايى. آواز خود را تنها به گوش كسانى توانى رساند كه به آيات ما ايمان آوردهاند و مسلمان هستند.
|
(6) پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در كتاب خدا خويشاوندان نسبى از مؤمنان و مهاجران به يكديگر سزاوارترند، مگر آنكه بخواهيد به يكى از دوستان خود نيكى كنيد. و اين حكم در كتاب خدا مكتوب است.
|
(28) اى پيامبر، به زنانت بگو: اگر خواهان زندگى دنيا و زينتهاى آن هستيد، بياييد تا شما را بهرهمند سازم و به وجهى نيكو رهايتان كنم؛
|
(34) آنچه را در خانههايتان از آيات خدا و حكمت تلاوت مىشود، ياد كنيد، كه خدا باريكبين و آگاه است.
|
(38) بر پيامبر در انجام دادن آنچه خدا بر او مقرر كرده است حرجى نيست، همچنان كه خدا براى پيامبران پيشين نيز چنين سنتى نهاده بود و فرمان خدا فرمانى است بىهيچ زياده و نقصان. (39) كسانى كه پيامهاى خدا را مىرسانند و از او مىترسند و از هيچ كس جز او نمىترسند، خدا براى حسابكردن اعمالشان كافى است.
|
(50) اى پيامبر، ما زنانى را كه مهرشان را دادهاى و آنان را كه به عنوان غنايم جنگى كه خدا به تو ارزانى داشته است مالك شدهاى و دختر عموها و دختر عمهها و دختر داييها و دختر خالههاى تو را كه با تو مهاجرت كردهاند بر تو حلال كرديم؛ و نيز زن مؤمنى را كه خود را به پيامبر بخشيده باشد، هرگاه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد. اين حكم ويژه توست نه ديگر مؤمنان. ما مىدانيم در باره زنانشان و كنيزانشان چه حكمى كردهايم، تا براى تو مشكلى پيش نيايد. و خدا آمرزنده و مهربان است.
|
(53) اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به خانههاى پيامبر داخل مشويد مگر شما را به خوردن طعامى فراخوانند، بىآنكه منتظر بنشينيد تا طعام حاضر شود. اگر شما را فراخواندند داخل شويد و چون طعام خورديد پراكنده گرديد. نه آنكه براى سرگرمى سخن آغاز كنيد. هر آينه اين كارها پيامبر را آزار مىدهد و او از شما شرم مىدارد. ولى خدا از گفتن حق شرم نمىدارد. و اگر از زنان پيامبر چيزى خواستيد، از پشت پرده بخواهيد. اين كار، هم براى دلهاى شما و هم براى دلهاى آنها پاك دارندهتر است. شما را نرسد كه پيامبر خدا را بيازاريد، و نه آنكه زنهايش را بعد از وى هرگز به زنى گيريد. اين كارها در نزد خدا گناهى بزرگ است.
|
(56) خدا و فرشتگانش بر پيامبر صلوات مىفرستند. اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر او صلوات فرستيد و سلام كنيد؛ سلامى نيكو.
|
(59) اى پيامبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه چادر خود را بر خود فرو پوشند. اين مناسبتر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند. و خدا آمرزنده و مهربان است.
|
(62) اين سنت خداوندى است كه در ميان پيشينيان نيز بود و در سنت خدا تغييرى نخواهى يافت.
|
(77) پس صبر كن، البته وعده خدا راست است. يا بعضى از آن چيزها را كه به آنها وعده دادهايم به تو نشان مىدهيم يا تو را بميرانيم و آنها به نزد ما بازگردانيده شوند. (78) پيش از تو پيامبرانى فرستادهايم. داستان بعضى را برايت گفتهايم و داستانى بعضى را نگفتهايم. و هيچ پيامبرى را نرسد كه آيهاى بياورد مگر به فرمان خدا. و چون فرمان خدا در رسد به حق داورى گردد و آنان كه بر باطل بودهاند -آنجا- زيان خواهند ديد.
|
(28) اوست كه پيامبرش را به هدايت و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان پيروز گرداند. و خدا شهادت را كافى است. (29) محمد پيامبر خدا، و كسانى كه با او هستند بر كافران سختگيرند و با يكديگر مهربان. آنان را بينى كه ركوع مىكنند، به سجده مىآيند و جوياى فضل و خشنودى خدا هستند. نشانشان اثر سجدهاى است كه بر چهره آنهاست. اين است وصفشان در تورات و در انجيل، كه چون كشتهاى هستند كه جوانه بزند و آن جوانه محكم شود و بر پاهاى خود بايستد و كشاورزان را به شگفتى وادارد، تا آنجا كه كافران را به خشم آورد. خدا از ميان آنها كسانى را كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است.
|
(1) اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر خدا و پيامبر او پيشى مگيريد و از خدا بترسيد، زيرا خدا شنوا و داناست. (2) اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صداى خود را از صداى پيامبر بلندتر مكنيد و همچنان كه با يكديگر بلند سخن مىگوييد با او به آواز بلند سخن مگوييد، كه اعمالتان ناچيز شود و آگاه نشويد. (3) كسانى كه در نزد پيامبر خدا صدايشان را پايين مىآورند همانهايند كه خدا دلهايشان را به تقوى آزموده است. آنها راست آمرزش و مزد بسيار. (4) آنهايى كه از آن سوى حجرهها ندايت مىدهند بيشتر بىخردانند. (5) اگر صبر مىكردند تا تو خود بيرون مىآمدى و نزد آنها مىرفتى برايشان بهتر مىبود، و خدا آمرزنده مهربان است.
|
(6) و آنچه خدا از داراييشان به پيامبر خود غنيمت داد، آن نبود كه شما با اسب يا شترى بر آن تاخته بوديد؛ بلكه خدا پيامبرانش را بر هر كه بخواهد مسلط مىسازد، و خدا بر هر چيزى قادر است. (7) آن غنيمتى كه خدا از مردم قريهها نصيب پيامبرش كرده است از آن خداست و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و مسافران در راه مانده، تا ميان توانگرانتان دست به دست نشود. هر چه پيامبر به شما داد بستانيد، و از هر چه شما را منع كرد اجتناب كنيد. و از خدا بترسيد كه خدا سخت عقوبت است.
|
(1) اى پيامبر، چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده است، به خاطر خشنودساختن زنانت بر خود حرام مىكنى؟ و خدا آمرزنده و مهربان است. (2) خدا براى شما گشودن سوگندهايتان را مقرر داشته است. خداست ياور شما، و اوست دانا و حكيم. (3) آنگاه كه پيامبر با يكى از زنان خود رازى در ميان نهاد، چون آن زن آن راز با ديگرى باز گفت، خدا پيامبر را از آن آگاه ساخت و او پارهاى از آن راز را بر آن زن آشكار كرد و از افشاى پارهاى ديگر سرباز آد. چون او را از آن خبر داد، گفت: چه كسى تو را از اين ماجرا آگاه كرده است؟ گفت: آن خداى داناى آگاه به من خبر داده است. (4) اگر شما دو زن توبه كنيد بهتر است، زيرا دلهايتان از حق باز گشته است. و اگر براى آزارش همدست شويد، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود. (5) شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جاى شما زنانى بهتر از شمايش بدهد. زنانى مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبهكننده، اهل عبادت و روزهگرفتن، خواه شوهركرده، خواه باكره.
|
(1) اى جامه بر خود پيچيده، (2) شب را زنده بدار، مگر اندكى را، (3) نيمهاى از آن را، يا اندكى از نيمه كم كن. (4) يا اندكى بر نيمه بيفزاى و قرآن را شمرده و روشن بخوان. (5) ما به تو سخنى دشوار را القا خواهيم كرد. (6) هر آينه شبهنگام از بستر برخاستن، موافقت زبان و دل را افزايندهتر است و بيان سخن را استواردارندهتر.
|
(9) پروردگار مشرق و مغرب. هيچ خدايى جز او نيست. او را كارساز خويش برگزين.
|
(20) پروردگار تو مىداند كه تو و گروهى از آنان كه با تو هستند نزديك به دو ثلث شب و نيم شب و ثلث شب را به نماز مىايستيد. و خداست كه اندازه شب و روز را معين مىكند. و مىداند كه شما هرگز حساب آن را نتوانيد داشت. پس توبه شما را بپذيرفت. و هر چه ميّسر شود از قرآن بخوانيد. مىداند چه كسانى از شما بيمار خواهند شد، و گروهى ديگر به طلب روزى خدا به سفر مىروند و گروه ديگر در راه خدا به جنگ مىروند. پس هر چه ميسر شود از آن بخوانيد. نماز بگزاريد و زكات بدهيد و به خدا قرض الحسنه دهيد. و هر خيرى را كه براى خود پيشاپيش بفرستيد، آن را نزد خدا خواهيد يافت. و آن پاداش بهتر است و پاداشى بزرگتر است. و از خدا آمرزش بخواهيد، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.
|