سوره انبیا
PDF —
112 آیه مکی PDF
Built right in your browser — download starts automatically

سوره انبیا pdf — دانلود (فارسی)

سوره انبیا pdf فارسی — دانلود سوره انبیا ترجمه. انبیا (مکی) 112 آیه.

→ طهانبیا حج ←

Related



سوره انبیا
112 آیه · مکی · فارسی
bismillah
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘ
روز حساب مردم نزديك شد و آنان همچنان به غفلت رويگردانند.
ﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤ
از سوى پروردگارشان برايشان هيچ اندرز تازه‌اى نيامد، جز آنكه آن را شنيدند و سرگرم بازيچه بودند.
ﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
دلهايشان به لهو خو گرفته است. و آن ستمگران سر در گوش يكديگر نهادند و گفتند: آيا اين مرد جز اين است كه انسانى همانند شماست؟ آيا با آنكه به چشم خود مى‌بينيد، همچنان از پى جادو مى‌رويد؟
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂ
گفت: پروردگار من از هر سخنى در آسمان و زمين آگاه است و او شنوا و داناست.
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
گفتند: نه، خوابهاى پريشان است، يا دروغى است كه مى‌بندد يا شاعرى است. پس براى ما از آن گونه كه به پيامبران پيشين داده شده بود معجزه‌اى بياورد.
ﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛ
پيش از آنها مردم قريه‌اى را كه هلاك كرديم ايمان نياورده بودند. آيا اينان ايمان مى‌آورند؟
ﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫ
ما پيش از تو به رسالت نفرستاديم مگر مردانى را كه به آنها وحى مى‌كرديم و اگر خود نمى‌دانيد از اهل كتاب بپرسيد.
ﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
آنها را كالبدهايى نكرديم كه به طعام نيازمند نباشند و عمر جاويدان هم نداشتند.
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟ
سپس هر وعده‌اى كه با ايشان نهاديم برآورديم، و آنها و هر كس را كه خواستيم رهانيديم و گزافكاران را هلاك كرديم.
ﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩ
كتابى بر شما نازل كرده‌ايم كه در آن آوازه بزرگى شماست. آيا به عقل در نمى‌يابيد؟
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛ
و چه بسيار ستمكاره مردمى را كه هلاك كرديم و به جايشان مردمى ديگر بيافريديم.
ﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣ
چون عذاب ما را حس مى‌كردند به ناگاه از آنجا مى‌گريختند.
ﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
مگريزيد. به ناز و تنعم و خانه‌هاى خويش بازگرديد، تا بازخواست گرديد.
ﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
گفتند: واى بر ما، ما ستمكاره بوده‌ايم.
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
و همواره سخنشان اين بود، تا همه را چون كِشته درويده و آتش خاموش گشته گردانيديم.
ﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
ما اين آسمان و زمين و آنچه را ميان آن دوست به بازيچه نيافريده‌ايم.
ﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
اگر خواستار بازيچه‌اى مى‌بوديم خود آن را مى‌آفريديم، اگر خواسته بوديم.
ﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠ
بلكه حق را بر سر باطل مى‌زنيم، تا آن را درهم كوبد و باطل نابود شونده است. و واى بر شما از آنچه به خدا نسبت مى‌دهيد.
ﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯ
از آنِ اوست هر كه در آسمانها و زمين است. و آنان كه در نزد او هستند، از عبادتش به تكبر سر نمى‌تابند و خسته نمى‌شوند.
ﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
شب و روز، بى آنكه فتورى در آنان پديد آيد، تسبيح مى‌گويند.
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞ
آيا در زمين خدايانى برگزيده‌اند كه مردگان را از گور برمى‌انگيزند؟
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭ
اگر در زمين و آسمان خدايانى جز اللّه مى‌بود، هر دو تباه مى‌شدند. پس اللّه، پروردگار عرش، از هر چه به وصفش مى‌گويند منزه است.
ﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴ
او در برابر هيچ يك از كارهايى كه مى‌كند، بازخواست نمى‌شود ولى مردم بازخواست مى‌شوند.
ﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏ
آيا به جز او خدايانى را برگزيده‌اند؟ بگو: حجت خويش بياوريد. در اين كتاب سخن كسانى است كه با من هستند و سخن كسانى كه پيش از من بوده‌اند. نه، بيشترينشان چيزى از حق نمى‌دانند و از آن اعراض مى‌كنند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠ
ما پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم، جز آنكه به او وحى كرديم كه جز من خدايى نيست. پس مرا بپرستيد.
ﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫ
و گفتند كه خداى رحمان صاحب فرزند است. منزه است او. بلكه آنان بندگانى گرامى هستند،
ﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲ
در سخن بر او پيشى نمى‌گيرند و به فرمان او كار مى‌كنند.
ﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂ
مى‌داند، هر چه در برابر آنهاست و هر چه پشت سر آنهاست. و آنان جز كسانى را كه خدا از آنها خشنود است شفاعت نمى‌كنند و از بيم او لرزانند.
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒ
هر كس از آنها كه بگويد: من سواى او خدايم، جزاى چنين كسى را جهنم مى‌دهيم و ظالمان را چنين كيفر مى‌دهيم.
ﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧ
آيا كافران نمى‌دانند كه آسمانها و زمين بسته بودند، ما آنها را گشوديم و هر چيز زنده‌اى را از آب پديد آورديم؟ چرا ايمان نمى‌آورند؟
ﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
و بر زمين كوه‌ها بيافريديم تا نلرزاندشان. و در آن راه‌هاى فراخ ساختيم، باشد كه راه خويش بيابند.
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠ
و آسمان را سقفى مصون از تعرض كرديم و باز هم از عبرتهاى آن اعراض مى‌كنند.
ﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭ
اوست كسى كه شب و روز و آفتاب و ماه را كه هر يك در فلكى شناورند، بيافريد.
ﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹ
ما پيش از تو هيچ بشرى را جاويدان نساخته‌ايم. چسان اگر تو نيز بميرى آنها جاويدان بمانند؟
ﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆ
هر كسى طعم مرگ را مى‌چشد. و شما را به خير و شر مى‌آزماييم. و همه به نزد ما بازمى‌گرديد.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
كافران چون تو را ببينند بى شك مسخره‌ات خواهند كرد، كه: آيا اين همان مردى است كه از خدايانتان به بدى ياد مى‌كند؟ و اينان خود ياد خداى رحمان را منكرند.
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
آدمى شتابكار آفريده شده. آيات خود را به شما نشان خواهم داد، شتاب مكنيد.
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
مى‌گويند: اگر راست مى‌گوييد، پس آن وعده كجاست؟
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
كافران، آنگاه كه نتوانند آتش را از چهره و پشت خويش بازدارند و كسى به ياريشان برنخيزد، خواهند دانست.
ﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐ
اما نه، قيامت به ناگهان فراز آيد و حيرانشان سازد و از عهده بازگرداندن آن برنيايند و مهلتشان ندهند.
ﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞ
پيامبرانى را كه پيش از تو بودند نيز به مسخره گرفته بودند ولى عذابى كه مسخره‌اش مى‌كردند بر سر مسخره‌كنندگان فرود آمد.
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭ
بگو: كيست آن كه شما را شب و روز از قهر خداى رحمان حفظ مى‌كند؟ با اين همه از يادكردن پروردگارشان اعراض مى‌كنند.
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞ
يا آنكه خدايانى دارند كه به جاى ما آنان را از حوادث نگه مى‌دارند؟ نه، آن خدايان يارى خويشتن نتوانند و نه در برابر ما پناه داده شوند.
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳ
بلكه ما آنها و پدرانشان را بهره‌مند كرديم تا عمرشان به درازا كشيد. آيا نمى‌بينند كه قصد اين سرزمين مى‌كنيم و از اطراف آن مى‌كاهيم؟ آيا باز هم آنها پيروزند؟
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
بگو: من شما را به وحى بيم مى‌دهم. ولى كران را چون بيم دهند، نمى‌شنوند.
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩ
و اگر شمه‌اى از عذاب پروردگارت به آنها برسد، خواهند گفت: واى بر ما كه ستمكار بوده‌ايم.
ﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀ
روز قيامت ترازوهاى عدل را تعبيه مى‌كنيم، و به هيچ كس ستم نمى‌شود. اگر عملى به سنگينى يك خردل هم باشد به حسابش مى‌آوريم، كه ما حساب‌كردن را بسنده‌ايم.
ﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉ
به موسى و هارون كتابى داديم كه حق و باطل را از يكديگر تميز مى‌دهد و روشنى و اندرز است براى پرهيزگاران.
ﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒ
آنان كه از خداى خويش در نهان مى‌ترسند و از روز قيامت هراسناكند.
ﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛ
اين مبارك قرآنى است كه نازل كرده‌ايم. آيا منكر آن هستيد؟
ﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦ
پيش از اين به ابراهيم نيروى شناختش را عطا كرديم و به او آگاه بوديم.
ﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓ
آنگاه كه به پدرش و قومش گفت: اين تنديسها كه به پرستش آنها دل نهاده‌ايد چيستند؟
ﯔﯕﯖﯗﯘﯙ
گفتند: پدرانمان را ديديم كه آنها را مى‌پرستيدند.
ﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
گفت: هر آينه شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بوده‌ايد.
ﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪ
گفتند: براى ما سخن حقى آورده‌اى، يا ما را به بازى گرفته‌اى؟
ﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸ
گفت: نه، پروردگار شما، پروردگار آسمانها و زمين است. آن كه آنها را بيافريده است. و من بر اين سخن كه مى‌گويم گواهى مى‌دهم.
ﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀ
و به خدا سوگند كه چون شما برويد، چاره اين بتانتان را خواهم كرد.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙ
آنها را خرد كرد. مگر بزرگ ترينشان را، تا مگر به آن رجوع كنند.
ﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
گفتند: چه كس به خدايان ما چنين كرده است؟ هر آينه او از ستمكاران است.
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪ
گفتند: شنيده‌ايم كه جوانى به نام ابراهيم، از آنها سخن مى‌گفته است.
ﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳ
گفتند: او را به محضر مردم بياوريد، تا شهادت دهند.
ﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺ
گفتند: اى ابراهيم، تو با خدايان ما چنين كرده‌اى؟
ﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄ
گفت: بلكه بزرگ‌ترينشان چنين كرده است. اگر سخن مى‌گويند از آنها بپرسيد.
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌ
با خودشان گفت‌وگو كردند و گفتند: شما خود ستمكار هستيد.
ﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖ
آنگاه به حيرت سر فرو داشتند و گفتند: تو خود مى‌دانى كه اينان سخن نمى‌گويند.
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢ
گفت: آيا سواى اللّه چيزى را مى‌پرستيد كه نه شما را سود مى‌رساند نه زيان.
ﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭ
بيزارم از شما و از آن چيزهايى كه سواى اللّه مى‌پرستيد. آيا به عقل درنمى‌يابيد؟
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
گفتند: اگر مى‌خواهيد كارى بكنيد، بسوزانيدش و خدايان خود را نصرت دهيد.
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞ
گفتيم: اى آتش، بر ابراهيم خنك و سلامت باش.
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤ
مى‌خواستند براى ابراهيم مكرى بينديشند، ولى ما زيانكارشان گردانيديم.
ﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭ
او و لوط را رهانيديم و به سرزمينى كه آن را بركت جهانيان قرار داده‌ايم، برديم.
ﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷ
و به او اسحاق و فرزندزاده‌اى چون يعقوب را بخشيديم. و همه را از شايستگان گردانيديم.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡ
و همه را پيشوايانى ساختيم كه به امر ما هدايت مى‌كردند. و انجام دادن كارهاى نيك و برپاى داشتن نماز و دادن زكات را به آنها وحى كرديم و همه پرستنده ما بودند.
ﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳ
و به لوط حكم و علم داديم و از آن قريه كه مردمش مرتكب پليديها مى‌شدند نجاتش بخشيديم. آنها كه مردمى بد و فاسق بودند.
ﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
او را در رحمت خويش داخل كرديم. كه او از شايستگان بود.
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈ
و نوح را ياد كن كه پيش از آن ما را ندا داد و ما به او پاسخ داديم و او و خاندانش را از محنتى بزرگ رهانيديم.
ﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖ
و او را بر مردمى كه آيات ما را تكذيب مى‌كردند پيروزى داديم. آنان بد مردمى بودند و ما همه را غرقه ساختيم.
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥ
و داود و سليمان را ياد كن آنگاه كه درباره كشتزارى داورى كردند كه گوسفندان آن قوم، شبانه در آنجا مى‌چريدند. و ما شاهد داورى آنها بوديم.
ﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘ
و اين شيوه داورى را به سليمان آموختيم و همه را حكم و علم داديم و كوه‌ها را مسخّر داود گردانيديم كه آنها و پرندگان با او تسبيح مى‌گفتند و اين همه ما كرديم.
ﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤ
و به او آموختيم تا برايتان زره بسازد. تا شما را به هنگام جنگيدنتان حفظ كند. آيا سپاسگزارى مى‌كنيد؟
ﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴ
و تندباد را مسخّر سليمان كرديم كه به امر او در آن سرزمين كه بركتش داده بوديم حركت مى‌كرد. و ما بر هر چيزى آگاهيم.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞ
و گروهى از ديوان برايش در دريا غواصى مى‌كردند و جز آن به كارهاى ديگر مشغول بودند و ما حافظ آنها بوديم.
ﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪ
و ايّوب را ياد كن آنگاه كه پروردگارش را ندا داد: به من بيمارى و رنج رسيده است و تو مهربان‌ترين مهربانانى.
ﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
دعايش را اجابت كرديم. و آزار از او دور كرديم و خاندانش را و همانند آنها را با آنها به او بازگردانيديم. و اين رحمتى بود از جانب ما، تا خداپرستان همواره به ياد داشته باشند.
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
و اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را ياد كن كه همه از صابران بودند.
ﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍ
آنان را مشمول بخشايش خويش گردانيديم و همه از شايستگان بودند.
ﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥ
و ذوالنّون را، آنگاه كه خشمناك برفت و پنداشت كه هرگز بر او تنگ نمى‌گيريم. و در تاريكى ندا داد: هيچ خدايى جز تو نيست، تو منزه هستى و من از ستمكاران هستم.
ﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯ
دعايش را مستجاب كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را اينچنين مى‌رهانيم.
ﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜ
و زكريّا را ياد كن، آنگاه كه پروردگارش را ندا داد: اى پروردگار من، مرا تنها وامگذار. و تو بهترين وارثانى.
ﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲ
دعايش را مستجاب كرديم و به او يحيى را بخشيديم و زنش را برايش شايسته گردانيديم. اينان در كارهاى نيك شتاب مى‌كردند و با بيم و اميد ما را مى‌خواندند و در برابر ما خاشع بودند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
و آن زن را ياد كن كه شرمگاه خود را نگاه داشت و ما از روح خود در او دميديم و او و فرزندش را براى جهانيان عبرتى گردانيديم.
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥ
اين شريعت شماست، شريعتى يگانه. و من پروردگار شمايم، مرا بپرستيد.
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭ
و در دين خويش فرقه فرقه شدند. همه به نزد ما بازمى‌گردند.
ﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺ
هر كس كه كارى شايسته كند و ايمان آورده باشد، كوشش او را ناسپاسى نيست و ما اعمالش را مى‌نويسيم.
ﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂ
و قريه‌اى را كه به هلاكت رسانده‌ايم محال است كه بازگشتى داشته باشند.
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍ
تا آنگاه كه يأجوج و مأجوج گشوده شوند و آنان را از بلنديها به شتاب سرازير گردند.
ﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
و آن وعده راستين نزديك گردد و چشمان كافران همچنان خيره ماند: واى بر ما، ما از اين حال غافل بوديم. نه، كه ستمكار مى‌بوديم.
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭ
شما و آن چيزهايى كه سواى اللّه مى‌پرستيديد هيزمهاى جهنميد. شما به جهنم خواهيد رفت.
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙ
اگر اينان خدايان مى‌بودند به جهنم نمى‌رفتند و حال آنكه همه در جهنم جاويدانند.
ﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡ
آنان در جهنم فرياد مى‌كشند و در آنجا هيچ نمى‌شنوند.
ﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
كسانى كه پيش از اين مقرر كرده‌ايم كه به آنها نيكويى كنيم، از جهنم بركنارند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛ
اينان صداى دوزخ را نمى‌شنوند و در بهشت كه هر چه خواهند مهياست، جاودانه‌اند.
ﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧ
آن وحشت بزرگ غمگينشان نكند. و فرشتگان به ديدارشان آيند كه اين همان روزى است كه به شما وعده داده بودند.
ﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
روزى كه آسمان را چون طومارى نوشته درهم نورديم. و چنان كه نخستين‌بار بيافريديم آفرينش از سر گيريم. اين وعده‌اى است كه برآوردنش بر عهده ماست و ما چنان خواهيم كرد.
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈ
و ما در زبور -پس از تورات- نوشته‌ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد.
ﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏ
و در اين كتاب تبليغى است براى مردم خداپرست.
ﮐﮑﮒﮓﮔﮕ
و نفرستاديم تو را، جز آنكه مى‌خواستيم به مردم جهان رحمتى ارزانى داريم.
ﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢ
بگو: به من وحى شده كه خداى شما خدايى است يكتا، آيا بدان گردن مى‌نهيد؟
ﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱ
پس اگر رويگردان شدند، بگو: شما را خبر دادم تا همه در آگاهى يكسان باشيد. و من نمى‌دانم آنچه شما را وعده كرده‌اند نزديك است يا دور.
ﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
اوست كه مى‌داند هر سخنى را كه به آواز بلند گوييد يا در دل پنهان داريد.
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤ
و نمى‌دانم شايد اين آزمايشى براى شما و بهره‌مندى تا به هنگام مرگ باشد.
ﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰ
گفت: اى پروردگار من، به حق داورى كن. و پروردگار ما بخشاينده است و به رغم آنچه مى‌گوييد همه از او يارى مى‌جويند.

Tuesday, August 18, 2026

به قرآن کریم چنگ بزنید