سوره شعراء
PDF —
227 آیت Meccan PDF
Built right in your browser — download starts automatically

سوره شعراء pdf — دانلود (دری)

سوره شعراء pdf دری — دانلود سوره شعراء ترجمه. شعراء (Meccan) 227 آیت.



سوره شعراء
227 آیت · Meccan · دری
bismillah
ﭑﭒ
طسم. (مراد از این حروف را الله می‌داند)
ﭓﭔﭕﭖﭗ
این است آیات کتاب مبین
ﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞ
شاید از این که ایمان نمی‌آورند جان خود را هلاک کنی
ﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪ
اگر ما بخواهیم از آسمان معجزه‌ای بر آنان نازل می‌کنیم که گردن‌هایشان در مقابل آن خم و منقاد گردد
ﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
و به آن‌ها هیچ موعظه و اندرز تازه از سوی پروردگار بخشنده نمی‌آید، مگر این که از آن روی‌گردان هستند
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿ
به یقین که تکذیب کردند، پس به زودی اخبار چیزی که به آن تمسخر می‌کردند، به آن‌ها خواهد رسید
ﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋ
آیا به زمین ندیده‌اند که چقدر از هرگونه جفت ارزشمندی در آن رویانده‌ایم؟
ﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕ
یقیناً در این کار نشانه‌ای است، ولی بیشترشان ایمان‌آرنده نیستند
ﮖﮗﮘﮙﮚﮛ
و البته پروردگار تو همان غالبِ مهربان است
ﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤ
و یادآور شو وقتی که پروردگار تو به موسی ندا کرد (امر کرد) که به نزد آن قوم ظالم برو
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪ
قوم فرعون، آیا (از شرک و آمدن عذاب) نمی‌پرهیزند؟
ﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱ
(موسی) گفت: ای پروردگارم! من می‌ترسم از این که مرا تکذیب کنند
ﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
و دلم (از غم تکذیب آن‌ها) تنگ می‌گردد و زبانم (به سبب لکنت) گشاده نمی‌شود، پس (وحی را) به‌سوی هارون بفرست
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
و (دیگر این که) آنان بر ذمۀ من گناهی دارند و می‌ترسم که مرا بکشند
ﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬ
الله فرمود: نه، چنین نیست. پس هر دوی شما با آیات ما بروید، البته ما با شما (هستیم و) شنونده‌ایم
ﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴ
پس به نزد فرعون بیایید و بگویید: همانا ما فرستادۀ پروردگار عالمیان هستیم
ﯵﯶﯷﯸﯹﯺ
این که بنی اسرائیل را با ما بفرست
ﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅ
(فرعون) گفت: (ای موسی!) آیا ما تو را در طفولیت میان خود پرورش ندادیم؟ و سال‌ها از عمرت را در بین ما به سر نبردی؟
ﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍ
و آن کاری که (با قبطی) انجام دادی از تو سر زد و تو از ناسپاسان هستی
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗ
(موسی) گفت: آن را وقتی مرتکب شدم که (به علم و دانایی نبوت) از بی‌خبران بودم
ﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣ
پس وقتی از شما ترسیدم، از شما گریختم، پس پروردگارم به من علم و فهم بخشید و مرا از پیغمبران گردانید
ﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
و آیا این نعمتی است که (آن را) بر من منت می‌نهی؟ در حالی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲ
فرعون گفت: و پروردگار عالمیان چیست؟
ﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
(موسی) گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان هردو است، اگر یقین‌کنندگانید
ﭾﭿﮀﮁﮂﮃ
(فرعون) به اطرافیان خود گفت: آیا نمی‌شنوید؟ (که موسی چه می‌گوید؟)
ﮄﮅﮆﮇﮈﮉ
(موسی) گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان پیشین شماست
ﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
(فرعون) گفت: به یقین پیغمبرتان که به‌سوی شما فرستاده شده، دیوانه است
ﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜ
(موسی) گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آنهاست، اگر عقلمند هستید
ﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥ
(فرعون) گفت: اگر غیر از من معبودی اختیار کنی، حتماً تو را از جملۀ زندانیان می‌گردانم
ﮦﮧﮨﮩﮪﮫ
(موسی) گفت: آیا اگر چیز آشکار هم برایت بیاورم؟
ﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔ
(فرعون) گفت: اگر (در ادعایت) از راستگویان هستی، پس آن (چیز آشکار) را بیاور
ﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
پس موسی عصایش را انداخت و ناگهان اژدهای نمایان شد
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
و دست خود را از گریبانش بیرون آورد، پس ناگهان آن برای بینندگان سفید و درخشان معلوم شد
ﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪ
(فرعون) به اشراف و بزرگان دور و پیش خود گفت: یقیناً این مرد جادوگر بسیار داناست
ﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳ
می‌خواهد با جادوی خود شما را از دیارتان بیرون کند، اکنون شما چه رأی می‌دهید؟
ﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻ
(اشراف قوم) گفتند: او و برادرش را متوقف ساز و افراد را به تمام شهرها بفرست تا جادوگران را جمع کنند
ﯼﯽﯾﯿﰀ
تا هر جادوگر ماهر و دانا را نزد تو بیاورند
ﰁﰂﰃﰄﰅﰆ
پس جادوگران در وعده‌گاه روزی معین جمع کرده شدند
ﰇﰈﰉﰊﰋﰌ
و به مردم گفته شد: آیا شما هم جمع می‌شوید؟
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘ
تا اگر جادوگران غالب شوند، از آنان پیروی کنیم. ­
ﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥ
پس وقتی که جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: اگر ما غالب شویم آیا برای ما پاداشی خواهد بود؟
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
(فرعون) گفت: بلی! (پاداش چه بلکه) شما در آن صورت از جمله (درباریان و) نزدیکان من خواهید بود
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
موسی به آنان گفت: آنچه را که می‌خواهید بیندازید، بیندازید
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾ
پس آنان ریسمان‌ها و عصاهای خود را انداختند و گفتند: به عزت فرعون قسم! ما حتما غالب و پیروزیم
ﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
پس موسی عصایش را انداخت، ناگهان (اژدهایی شد که) ساخته‌های دروغین آنان را بلعید. ­
ﮈﮉﮊﮋ
پس جادوگران سجده‌کنان بر زمین افتادند
ﮌﮍﮎﮏﮐ
گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم
ﮑﮒﮓﮔ
پروردگار موسی و هارون
ﮕﮖﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬ
(فرعون) گفت: آیا پیش از اینکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ البته او بزرگترتان است که به شما جادو آموخته است. پس به زودی خواهید دانست، حتما دست‌ها و پاهای شما را بر خلاف جهت همدیگر خواهم برید و همۀ شما را به دار خواهم کشید
ﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
گفتند: باکی نیست، چون که ما به‌سوی پروردگار خود باز می‌گردیم
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
البته ما امیدواریم که پروردگارما گناهان ما را به خاطر اینکه نخستین ایمان‌آورندگان بوده‌ایم، بیامرزد
ﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬ
و به موسی وحی کردیم که بندگانم را در شب ببر، شما حتما تعقیب می‌شوید
ﯭﯮﯯﯰﯱﯲ
پس فرعون جمع‌کنندگان (مردم) را به شهرها فرستاد
ﯳﯴﯵﯶﯷ
(و گفت:) البته این‌ها گروه اندک و ناچیز هستند
ﯸﯹﯺﯻ
و به يقين که آنها ما را به خشم آورده‌اند
ﯼﯽﯾﯿ
و در حالیکه ما گروه بیدار و آماده هستیم
ﰀﰁﰂﰃﰄ
پس ما آنان (فرعون و فرعونیان) را از میان باغ‌ها و چشمه‌ها بیرون کردیم
ﰅﰆﰇﰈ
و (ایشان را) از گنج‌ها و منزلگاه‌های پرناز و نعمت بیرون کردیم
ﰉﰊﰋﰌﰍﰎ
این چنین (آنها را به عذاب خود گرفتار کردیم) و آنها را به بنی اسرائیل به میراث دادیم
ﰏﰐﰑ
پس فرعون و لشکر او، موسی و بنی اسرائیل را در وقت طلوع آفتاب تعقیب کردند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙ
پس چون هر دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: يقينا ما گرفتار می‌شویم
ﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡ
(موسی) گفت: چنین نیست، زیرا پروردگارم با من است، به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد
ﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰ
پس به موسی وحی کردیم که با عصایت به بحر بزن، پس (بحر) شگافت و هر بخشی مانند کوه بزرگ گردید
ﭱﭲﭳﭴ
و دیگران را (نیز) در آنجا نزدیک کردیم
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺ
و موسی و همه همراهانش را نجات دادیم
ﭻﭼﭽﭾ
باز دیگران را غرق کردیم
ﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈ
بی‌گمان در این (رویداد) نشانه‌ای است، و بیشترشان مؤمن نبودند
ﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
و یقینا پروردگارت توانا و مهربان است
ﮏﮐﮑﮒﮓ
و خبر ابراهیم را برای‌شان بخوان
ﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
وقتی که به پدر و قوم خود گفت: شما چه را می‌پرستید؟
ﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
گفتند: بت‌ها را می‌پرستیم، و همیشه بر عبادت‌شان معتکف می‌باشیم
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧ
ابراهیم گفت: آیا وقتی که آنها را می‌خوانید سخن شما را می‌شنوند؟
ﮨﮩﮪﮫﮬ
یا به شما فائده یا ضرری می‌رسانند؟
ﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔ
گفتند: نه، بلکه پدران خود را دیدیم که چنین می‌کردند
ﯕﯖﯗﯘﯙﯚ
ابراهیم گفت: آیا آنچه را که شما می‌پرستید، دیده‌اید (در آن تأمل کرده‌اید)
ﯛﯜﯝﯞ
و (آنچه را) پدران پیشین‌تان می‌پرستیدند؟
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
پس بدانید که همۀ آنها دشمن من‌اند، غیر از پروردگار جهانیان
ﯦﯧﯨﯩﯪ
آن ذاتی که مرا آفریده است، پس او مرا هدایت می‌کند
ﯫﯬﯭﯮﯯ
آن ذاتی که مرا (غذا) می‌خوراند و (آشامیدنی) می‌نوشاند
ﯰﯱﯲﯳﯴ
و چون بیمار شوم، پس وی مرا شفا می‌دهد
ﯵﯶﯷﯸﯹ
و آن ذاتی که مرا می‌میراند، باز زنده‌ام می‌گرداند
ﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂ
و آن ذاتی که امیدوارم در روز جزا خطایم را بیامرزد
ﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉ
ای پروردگارم! به من حكم (علم و نبوت) ببخش و مرا با صالحان ملحق بگردان
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗ
و برای من در میان آیندگان نام نیک بگذار
ﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
و مرا از جملۀ وارثان جنت پرناز و نعمت بگردان
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤ
و پدرم را بیامرز، زیرا او از گمراهان بود
ﭥﭦﭧﭨﭩ
و مرا رسوا مکن روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند
ﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰ
روزی که مال و اولاد (هیچ) سودی نمی‌رسانند
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶﭷ
مگر کسی (نجات می‌یابد و سود می‌بیند) که با دل پاک (از شرک و نفاق) نزد الله بیاید
ﭸﭹﭺﭻ
و (در آن روز) جنت برای پرهیزگاران نزدیک آورده شود
ﭼﭽﭾﭿ
و دوزخ برای گمراهان آشکار گردانیده شود
ﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆ
و به آنها گفته می‌شود: کجا هستند معبودانی که (آنها را) عبادت می‌کردید؟
ﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
(معبودهایی) غیر از الله، آیا شما را مدد می‌کنند یا خودشان مدد می‌شوند؟
ﮏﮐﮑﮒﮓ
پس، آنان و گمراهان یکی بعد از دیگری در آن (دوزخ) انداخته می‌شوند
ﮔﮕﮖﮗ
و (نیز) لشکریان ابلیس همه (در دوزخ انداخته می‌شوند)
ﮘﮙﮚﮛﮜ
آنان در آنجا (با معبودان خود) به نزاع می‌پردازند و می‌گویند
ﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣ
قسم به الله ما در گمراهی آشکار بودیم
ﮤﮥﮦﮧﮨ
آن وقت که شما را با پروردگار جهانیان برابر می‌ساختیم
ﮩﮪﮫﮬﮭ
و ما را گمراه نساخت مگر مجرمان
ﮮﮯﮰﮱﯓ
(اکنون) ما هیچ شفاعت‌کننده‌ای نداریم
ﯔﯕﯖﯗ
و هیچ دوست صمیمی و دلسوزی (نداریم)
ﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟ
پس ای کاش برای ما یکبار برگشت (به دنیا) بود تا از جملۀ مؤمنان می‌شدیم
ﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩ
البته در این (داستان ابراهيم) نشانه‌ای است، و بیشترشان مؤمن نبودند
ﯪﯫﯬﯭﯮﯯ
و البته پروردگارت غالب (و) مهربان است
ﯰﯱﯲﯳﯴ
قوم نوح پیغمبران را تکذیب کردند
ﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼ
چون برادرشان نوح به آنان گفت: آیا از الله نمی‌ترسید؟
ﯽﯾﯿﰀﰁ
يقينا من برایتان پیغمبر امین هستم
ﰂﰃﰄﰅ
پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید
ﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒ
من بر این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی‌خواهم، مزد من نیست مگر بر عهدۀ پروردگار جهانیان
ﰓﰔﰕﰖ
پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید
ﰗﰘﰙﰚﰛﰜﰝ
گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم حال آنکه فرومایگان از تو پیروی کرده‌اند؟
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗ
نوح گفت: من از آنچه آنها می‌کنند چه می‌دانم؟
ﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠ
حساب ایشان جز بر عهدۀ پروردگارم نیست اگر بدانید
ﭡﭢﭣﭤﭥ
و من طرد کنندۀ مؤمنان از خود نیستم
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫ
من جز بیم‌دهندۀ آشکار نیستم
ﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
گفتند: ای نوح! اگر (از دعوتت) دست برنداری، البته از جمله سنگسار شدگان خواهی بود
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺ
گفت: ای پروردگارم! همانا قومم مرا تکذیب کردند
ﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄ
پس میان من و آنها به حکمی فیصله کن و من و هر کس از مؤمنان را که با من است، نجات ده
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋ
پس او و آنانی را که با وی بودند در کشتی پر و گرانبار نجات دادیم
ﮌﮍﮎﮏﮐ
باز باقی ماندگان را غرق کردیم
ﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
البته در این (داستان) نشانه‌ای است، و اکثر‌شان مؤمن نبودند
ﮛﮜﮝﮞﮟﮠ
واقعا پروردگارت غالب مهربان است
ﮡﮢﮣﮤ
(قوم) عاد پیغمبران را تکذیب کردند
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬ
وقتی که برادرشان هود به ایشان گفت: آیا از الله نمی‌ترسید
ﮭﮮﮯﮰﮱ
البته من برای شما پیغمبر امین هستم
ﯓﯔﯕﯖ
پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣ
و در مقابل دعوت خود مزدی از شما نمی‌طلبم و مزد من جز بر عهدۀ پروردگار جهانیان نیست
ﯤﯥﯦﯧﯨﯩ
آیا بر هر بلندیی بنایی می‌سازید که (در آن) به عبث و بیهوده‌کاری مشغول شوید؟
ﯪﯫﯬﯭﯮ
و قصرها و قلعه‌های محکم می‌سازید، به امید آنکه همیشه بمانید؟
ﯯﯰﯱﯲﯳ
و چون (کسی را) مؤاخذه کنید، ظالمانه مؤاخذه می‌کنید
ﯴﯵﯶﯷ
پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید
ﯸﯹﯺﯻﯼﯽ
و از آن ذاتی بترسید که شما را به آنچه خود می‌دانید، مدد کرده است
ﯾﯿﰀﰁ
شما را با دادن چهارپایان و فرزندان مدد کرده است
ﰂﰃﰄ
و (نیز با دادن) باغ‌ها و چشمه‌ها (شما را مدد کرد)
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋ
البته من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم
ﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓﰔﰕ
گفتند: بر ما برابر است، خواه به ما پند دهی یا از پند دهندگان نباشی
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
این (تکذیب و طغيانگری) جز شیوۀ پیشینیان نیست
ﭗﭘﭙﭚ
و ما عذاب داده نمی‌شویم
ﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧ
پس (قوم عاد)، هود را تکذیب کردند، در نتیجه آنها را هلاک کردیم. بدون شک در این نشانه است، و اکثر‌شان مؤمن نبودند
ﭨﭩﭪﭫﭬﭭ
و البته پروردگارت همان غالبِ مهربان است
ﭮﭯﭰﭱ
(قوم) ثمود نیز پیغمبران را تکذیب کردند
ﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹ
وقتی که برادرشان صالح به آنها گفت: آیا (از الله) نمی‌ترسید؟
ﭺﭻﭼﭽﭾ
البته من برای شما پیغمبر امین هستم
ﭿﮀﮁﮂ
پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏ
و بر تبلیغ این رسالت از شما مزد و پاداشی نمی‌خواهم، مزد و پاداش من جز بر عهدۀ پروردگار جهانیان نیست
ﮐﮑﮒﮓﮔﮕ
آیا در آنچه (از نعمت‌ها که) اینجاست ایمن (از عذاب و مرگ) گذاشته می‌شوید؟
ﮖﮗﮘﮙ
در (میان) باغ‌ها و (در کنار) چشمه‌سارها؟
ﮚﮛﮜﮝﮞ
و کشتزارها و نخلستان‌هایی که میوه و شگوفۀ آن‌تر و تازه است؟
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤ
و با مهارت از کوه‌ها خانه‌هایی برای خود می‌تراشید
ﮥﮦﮧﮨ
پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید
ﮩﮪﮫﮬﮭ
و از فرمان اسراف کاران اطاعت مکنید
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕ
آنان که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند
ﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
گفتند: جز این نیست که تو از جملۀ جادوشده‌گانی
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧ
تو انسانی مگر مانند ما نیستی، پس اگر از راستگویانی معجزه‌ای بیاور
ﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱ
صالح گفت: این ماده شتر است که یک نوبت آب خوردن برای اوست و روزی معین نوبت آب شماست
ﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹ
و به آن آسیب نرسانید، (که در آن صورت) عذاب روز بزرگ شما را فرا خواهد گرفت
ﯺﯻﯼﯽ
پس آن شتر را کشتند، باز پشیمان شدند
ﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
پس عذاب آنان را فرا گرفت. البته در این نشانه است، ولی بیشتر‌شان ایمان‌آرنده نبودند
ﰋﰌﰍﰎﰏﰐ
و البته پروردگارت غالب مهربان است
ﭑﭒﭓﭔﭕ
قوم لوط پیغمبران را تکذیب کردند
ﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
وقتی برادرشان لوط به آنها گفت: آیا از الله نمی‌ترسید؟
ﭞﭟﭠﭡﭢ
البته من برای شما پیغمبر امین هستم
ﭣﭤﭥﭦ
پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید
ﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳ
و بر تبلیغ این رسالت از شما مزد و پاداشی نمی‌خواهم، مزد و پاداش من جز بر عهدۀ پروردگار جهانیان نیست
ﭴﭵﭶﭷﭸ
آیا از (فطرت پاک) مردم جهان (مخالفت می‌کنید و زنان را گذاشته) به سراغ مردان می‌روید
ﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
و همسران را که پروردگارتان برای شما آفریده است، می‌گزارید؟ بلکه شما مردم تجاوزکارید
ﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
گفتند: ای لوط! اگر (از عیبجویی ما) دست برنداری، حتما از بیرون رانده‌شدگان خواهی بود
ﮏﮐﮑﮒﮓﮔ
(لوط) گفت: من از دشمنان (این) کارتان هستم
ﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
ای پروردگارم! مرا و خانواده‌ام را از شر آنچه می‌کنند نجات ده
ﮛﮜﮝﮞ
پس او و خانواده‌اش همگی را یکجا نجات دادیم
ﮟﮠﮡﮢﮣ
به جز پیرزنی که در جملۀ باقی‌ماندگان (در عذاب) بود
ﮤﮥﮦﮧ
باز دیگران را هلاک کردیم
ﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯ
و بر آنان باران سخت باراندیم، پس چه بد بود باران بیم داده شدگان
ﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚ
حقا که در این (عقوبت) نشانه‌ایست، و بیشتر‌شان ایمان‌آرنده نبودند
ﯛﯜﯝﯞﯟﯠ
و البته پروردگارت همان غالب مهربان است
ﯡﯢﯣﯤﯥ
اصحاب ایکه (جنگل) پیغمبران را تکذیب کردند
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬ
وقتی که شعیب به آنان گفت: آیا (از الله) نمی‌ترسید؟
ﯭﯮﯯﯰﯱ
البته من برای شما پیغمبر امین هستم
ﯲﯳﯴﯵ
پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید
ﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂ
و بر تبلیغ این رسالت از شما مزد و پاداشی نمی‌خواهم، مزد و پاداش من جز بر عهدۀ پروردگار جهانیان نیست
ﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
(شعیب گفت:) پیمانه را به تمام و کمال دهید و از کم‌کنندگان مباشید
ﰋﰌﰍﰎ
و با ترازوی برابر و درست وزن کنید
ﰏﰐﰑﰒﰓﰔﰕﰖﰗﰘ
و به مردم اشیای‌شان راکم ندهید و در زمین فسادکار نگردید
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
و بترسید از ذاتی که شما و امت‌های گذشته را آفریده است
ﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
گفتند: تو حتما از جملۀ جادوشدگانی
ﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦ
و تو جز بشری مانند ما نیستی، و یقینا تو را از دروغگویان می‌پنداریم
ﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰ
اگر از راستگویانی، پس قطعه‌ای از آسمان را بر ما بیفگن
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
(شعيب) گفت: پروردگارم به آنچه می‌کنید داناتر است
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂ
پس او را تکذیب کردند و عذاب روز ابر (آتشبار) آنان را فرو گرفت، البته آن عذاب روزی سخت و بزرگ بود
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌ
البته در این (هلاک ساختن) نشانه است. و بیشترشان ایمان‌آرنده نبودند
ﮍﮎﮏﮐﮑﮒ
و يقيناً پروردگار تو غالب (و) مهربان است
ﮓﮔﮕﮖﮗ
و البته این (قرآن) فرو فرستادۀ پروردگار جهانیان است
ﮘﮙﮚﮛﮜ
که جبرئیل آن را فرود آورده است
ﮝﮞﮟﮠﮡﮢ
(فرود آورده) بر دل تو تا از بيم‌دهندگان باشی،
ﮣﮤﮥﮦ
(آن قرآن) به زبان عربی واضح و روشن
ﮧﮨﮩﮪﮫ
و البته (وصف) آن در صحیفه‌های پیشینیان آمده است
ﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
آیا برایشان نشانۀ (حقانیت قرآن) نیست که علمای بنی اسرائیل آن را می‌دانستند؟
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜ
و اگر آن را بر بعضی از عجمیان نازل می‌کردیم
ﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣ
باز آن را برایشان می‌خواند، به آن ایمان نمی‌آوردند
ﯤﯥﯦﯧﯨﯩ
ما این چنین آن را در دل‌های مجرمان راه دادیم
ﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱ
که به آن ایمان نمی‌آورند، تا آن که عذاب دردناک را ببینند
ﯲﯳﯴﯵﯶﯷ
پس عذاب به طور ناگهانی بر سر آنان می‌آید، در حالیکه بی‌خبرند
ﯸﯹﯺﯻﯼ
پس می‌گویند: آیا به ما مهلت داده می‌شود؟
ﯽﯾﯿ
پس آیا عذاب ما را به شتاب می‌طلبند؟
ﰀﰁﰂﰃﰄ
مگر نمی‌دانی که اگر سال‌ها آنها را (مهلت دهیم و از نعمت‌ها) برخوردار سازیم
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
باز آنچه که به آن وعده داده می‌شوند، به ایشان برسد
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗ
آن برخورداریشان چیزی را از آنان دفع نمی‌کند؟ ­
ﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟ
و (اهل) هیچ قریه را نابود نکردیم مگر اینکه ترسانندگانی (از پیامبران و نائبان آنها) داشتند
ﭠﭡﭢﭣﭤ
برای پند دادن و ما ظلم‌کننده نبودیم
ﭥﭦﭧﭨﭩ
و این قرآن را شیاطین فرود نیاورده‌اند
ﭪﭫﭬﭭﭮﭯ
و سزاوارشان نیست، و نمی‌توانند (آن را نازل کنند)
ﭰﭱﭲﭳﭴ
و چون آنها از شنیدن (قرآن و سخن فرشتگان) دور و محروم‌اند
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾ
پس با الله معبود دیگری را به دعا مخوان که از عذاب‌شدگان خواهی بود
ﭿﮀﮁﮂ
و خویشاوندان نزدیکت را (از عذاب) بترسان
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉ
و بال مهربانی و شفقت خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، بگستران
ﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
پس اگر از تو نافرمانی کردند، بگو: البته من از آنچه می‌کنید بیزارم
ﮒﮓﮔﮕﮖ
و بر توانای مهربان توکل کن
ﮗﮘﮙﮚﮛ
آن ذاتی که چون (برای نماز شب) می‌ایستی، تو را می‌بیند
ﮜﮝﮞﮟ
و (همچنین می‌بیند) حرکت (قیام و رکوع و نشست و برخاست) تو را در میان سجده‌کنندگان
ﮠﮡﮢﮣﮤ
يقينا او شنوای داناست
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫ
آیا شما را خبر دهم که شیاطین بر چه کسى نازل می‌شوند؟
ﮬﮭﮮﮯﮰﮱ
بر هر دروغگوی گناهکار نازل می‌شوند
ﯓﯔﯕﯖﯗ
گوش می‌دهند (به سخن فرشتگان) و بیشترشان دروغگو‌اند
ﯘﯙﯚﯛ
و شاعران را گمراهان پیروی می‌کنند
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣ
آیا ندیدی که آنان در هر وادیی حیران و سرگردانند؟
ﯤﯥﯦﯧﯨﯩ
و آنها کسانی‌اند که چیزهایی می‌گویند که خود انجام نمی‌دهند
ﯪﯫﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾ
مگر آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند و الله را بسیار یاد کرده‌اند و پس از آنکه مورد ظلم قرار گرفته‌اند، انتقام گرفته‌اند. و زود است که ظالمان بدانند که به کدام بازگشتگاه باز می‌گردند

قرآن کریم


Tuesday, August 18, 2026

Don't forget us in your sincere prayers