سوره ص
PDF —
88 آیه مکی PDF
Built right in your browser — download starts automatically

سوره ص pdf — دانلود (فارسی)

سوره ص pdf فارسی — دانلود سوره ص ترجمه. ص (مکی) 88 آیه.

Related



سوره ص
88 آیه · مکی · فارسی
bismillah
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
صاد. سوگند به قرآن شريف صاحب اندرز.
ﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
كه كافران همچنان در سركشى و خلافند.
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨ
چه بسا مردمى را كه پيش از آنها به هلاكت رسانيديم. آنان فرياد برمى‌آوردند ولى گريزگاهى نبود.
ﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
در شگفت شدند از اينكه بيم‌دهنده‌اى از ميان خودشان برخاست. و كافران گفتند: اين جادوگرى دروغگوست.
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾ
آيا همه خدايان را يك خدا گردانيده است؟ و اين چيزى شگفت است.
ﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌ
مهترانشان به راه افتادند و گفتند: برويد و بر پرستش خدايان خويش پايدارى ورزيد كه اين است چيزى كه از شما خواسته شده.
ﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗ
ما در اين آخرين آيين، چنين سخنى نشنيده‌ايم و اين جز دروغ هيچ نيست.
ﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩ
آيا از ميان همه ما وحى بر او نازل شده است؟ بلكه آنها از وحى من در ترديدند، و هنوز عذاب مرا نچشيده‌اند.
ﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱ
يا آنكه خزاين رحمت پروردگار پيروزمند بخشنده‌ات در نزد آنهاست؟
ﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞ
يا فرمانروايى آسمانها و زمين و هر چه ميان آن دوست، از آن آنهاست؟ پس با نردبامهايى خود را به آسمان كشند.
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
آنجا لشكرى است ناچيز از چند گروه شكست‌خورده به هزيمت رفته.
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮ
پيش از آنها قوم نوح و عاد و فرعون، كه مردم را به چهار ميخ مى‌كشيد، پيامبران را تكذيب مى‌كردند.
ﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷ
و نيز قوم ثمود و قوم لوط و مردم اَيكه از آن جماعتها بودند.
ﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿ
از اينان كس نبود مگر آنكه پيامبران را تكذيب كرد، و عقوبت من واجب آمد.
ﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
اينان نيز جز بانگى سهمناك انتظارى ندارند، چنان كه آدمى را ديگر بازگشت نباشد.
ﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓ
و گفتند: اى پروردگار ما، نامه اعمال ما را پيش از فرارسيدن روز حساب به دست ما بده.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
بر هر چه مى‌گويند صبر كن. و از بنده ما داود قدرتمند، كه همواره به درگاه ما توبه مى‌كرد، يادآور.
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥ
ما كوه‌ها را رام كرديم و كوه‌ها هر شامگاه و بامدادان با او تسبيح مى‌كردند.
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
و پرندگان بر او گرد مى‌آمدند، همه فرمانبر او بودند.
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳ
فرمانرواييش را استوارى بخشيديم و او را حكمت و فصاحت در سخن عطا كرديم.
ﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
آيا خبر آن مدعيان را شنيده‌اى آنگاه كه از ديوار قصر بالا رفتند؟
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖ
بر داود داخل شدند. داود از آنها ترسيد. گفتند: مترس، ما دو مدعى هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است. ميان ما به حق داورى كن و پاى از عدالت بيرون منه و ما را به راه راست هدايت كن.
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦ
اين برادر من است. او را نَوَد و نُه ميش است و مرا يك ميش. مى‌گويد: آن را هم به من واگذار، و در دعوى بر من غلبه يافته است.
ﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
داود گفت: او كه ميش تو را از تو مى‌خواهد تا به ميشهاى خويش بيفزايد بر تو ستم مى‌كند. و بسيارى از شريكان جز كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند -و اينان نيز اندك هستند- بر يكديگر ستم مى‌كنند. و داود دانست كه او را آزموده‌ايم. پس از پروردگارش آمرزش خواست و به ركوع درافتاد و توبه كرد.
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
ما اين خطايش را بخشيديم. او را به درگاه ما تقرب است و بازگشتى نيكو.
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓﰔﰕﰖ
اى داود، ما تو را خليفه روى زمين گردانيديم. در ميان مردم به حق داورى كن و از پى هواى نفس مرو كه تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان كه از راه خدا منحرف شوند، بدان سبب كه روز حساب را از ياد برده‌اند، به عذابى شديد گرفتار مى‌شوند.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣ
ما اين آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست به باطل نيافريده‌ايم. اين گمان كسانى است كه كافر شدند. پس واى بر كافران از آتش.
ﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱ
آيا كسانى را كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند، همانند فسادكنندگان در زمين قرار خواهيم داد؟ يا پرهيزگاران را چون گناهكاران؟
ﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
كتابى مبارك است كه آن را بر تو نازل كرده‌ايم، تا در آياتش بينديشند و خردمندان از آن پند گيرند.
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄ
سليمان را به داود عطا كرديم. چه بنده نيكويى بود و روى به خدا داشت.
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋ
آنگاه كه به هنگام عصر اسبان تيزرو را كه ايستاده بودند به او عرضه كردند،
ﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗ
گفت: من دوستى اين اسبان را بر ياد پروردگارم بگزيدم تا آفتاب در پرده غروب پوشيده شد،
ﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟ
آن اسبان را نزد من بازگردانيد. پس به بريدن ساقها و گردنشان آغاز كرد.
ﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩ
ما سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى را افكنديم و او روى به خدا آورد.
ﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
گفت: اى پروردگار من، مرا بيامرز و مرا مُلكى عطا كن كه پس از من كسى سزاوار آن نباشد، كه تو بخشاينده‌اى.
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤ
پس باد را رام او كرديم كه به نرمى هر جا كه آهنگ مى‌كرد، به فرمان او مى‌رفت.
ﯥﯦﯧﯨﯩ
و ديوان را، كه هم بنّا بودند و هم غوّاص.
ﯪﯫﯬﯭﯮ
و گروهى ديگر را، كه همه بسته در زنجير او بودند.
ﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
اين عطاى بى‌حساب ماست خواهى آن را ببخش و خواهى نگه دار.
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽ
او راست نزد ما تقرب و بازگشتى نيكو.
ﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉ
و از بنده ما ايّوب ياد كن آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه: مرا شيطان به رنج و عذاب افكنده است.
ﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑ
پايت را بر زمين بكوب: اين آبى است براى شستشو و سرد براى آشاميدن.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛ
و به او خانواده‌اش و همچند آن از ديگر ياران را عطا كرديم و اين خود رحمتى از ما بود و براى خردمندان اندرزى.
ﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
دسته‌اى از چوبهاى باريك به دست گير و با آن بزن و سوگند خويش را مشكن. او را بنده‌اى صابر يافتيم. او كه همواره روى به درگاه ما داشت چه نيكو بنده‌اى بود.
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵ
بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب آن مردان قدرتمند و بابصيرت را ياد كن.
ﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
آنان را خصلت پاكدلى بخشيديم تا ياد قيامت كنند.
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁ
آنها در نزد ما برگزيدگان و نيكانند.
ﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋ
و اسماعيل و اَليَسع و ذوالكِفل را ياد كن كه همه از نيكانند.
ﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓ
اين قرآن پندى است، و پرهيزكاران را بازگشتى نيكوست؛
ﮔﮕﮖﮗﮘﮙ
بهشتهاى جاويدان كه درِ آن به رويشان گشاده است.
ﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
در آنجا تكيه زده‌اند و هرگونه ميوه و نوشيدنى كه بخواهند مى‌طلبند.
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧ
زنانى همسال از آن گونه كه جز به شوى خويش نظر ندارند نزد آنهايند.
ﮨﮩﮪﮫﮬﮭ
اين است آن چيزهايى كه براى روز حساب به شما وعده داده‌اند.
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
اين رزق ماست كه پايان نيافتنى است،
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝ
چنين است. و سركشان را بدترين بازگشتهاست.
ﯞﯟﯠﯡﯢ
به جهنم مى‌روند كه بد جايگاهى است.
ﯣﯤﯥﯦﯧ
بايد آب جوشان و چرك و خونابه دوزخيان را بنوشند.
ﯨﯩﯪﯫﯬ
و شكنجه‌هايى ديگر، از هر نوع.
ﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸ
اين گروه با شما به آتش در مى‌آيند. خوش آمدشان مباد كه به آتش مى‌افتند.
ﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆ
گويند: نه، خوش آمد شما را مباد. شما اين عذاب را پيشاپيش براى ما فرستاده بوديد، چه بد جايگاهى است.
ﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒ
گويند: اى پروردگار ما، هر كس كه اين عذاب را پيشاپيش براى ما آماده كرده است عذابش را در آتش دو چندان افزون كن.
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛ
و گويند: چرا مردانى را كه از اشرار مى‌شمرديم اكنون نمى‌بينيم؟
ﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
آنان را به مسخره مى‌گرفتيم. آيا از نظرها دور مانده‌اند؟
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩ
اين جدال اهل جهنم با يكديگر چيزى است كه به حقيقت واقع شود.
ﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
بگو: جز اين نيست كه من بيم‌دهنده‌اى هستم و هيچ خدايى جز خداى يكتاى قهار نيست.
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾ
آن پيروزمند و آمرزنده، پروردگار آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست.
ﭿﮀﮁﮂﮃ
بگو: اين خبرى بزرگ است،
ﮄﮅﮆﮇ
كه شما از آن اعراض مى‌كنيد.
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
هنگامى كه با يكديگر جدال مى‌كردند من خبرى از ساكنان عالم بالا نداشتم.
ﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
تنها از آن روى به من وحى مى‌شود كه بيم‌دهنده‌اى روشنگر هستم.
ﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤ
پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى را از گل مى‌آفرينم.
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮ
چون تمامش كردم و در آن از روح خود دميدم، همه سجده‌اش كنيد.
ﮯﮰﮱﯓﯔ
همه فرشتگان سجده كردند.
ﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
مگر ابليس كه بزرگى فروخت و از كافران شد.
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
گفت: اى ابليس، چه چيز تو را از سجده كردن در برابر آنچه من با دو دست خود آفريده‌ام منع كرد؟ آيا بزرگى فروختى يا مقامى ارجمند داشتى؟
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
گفت: من از او بهترم. مرا از آتش آفريده‌اى و او را از گل.
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼ
گفت: از اينجا بيرون شو كه تو مطرودى.
ﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃ
و تا روز قيامت لعنت من بر توست.
ﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى كه از نو زنده شوند مهلت ده.
ﰋﰌﰍﰎﰏ
گفت: تو از مهلت يافتگانى،
ﰐﰑﰒﰓﰔ
تا آن روز معين معلوم.
ﰕﰖﰗﰘﰙ
گفت: به عزت تو سوگند كه همگان را گمراه كنم،
ﰚﰛﰜﰝﰞ
مگر آنها كه از بندگان مخلص تو باشند.
ﭑﭒﭓﭔﭕ
گفت: حق است و آنچه مى‌گويم راست است.
ﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
كه جهنم را از تو و از همه پيروانت پر كنم.
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨ
بگو: من از شما مزدى نمى‌طلبم و نيستم از آنان كه به دروغ چيزى بر خود مى‌بندند.
ﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
و اين جز اندرزى براى مردم جهان نيست.
ﭯﭰﭱﭲﭳ
و تو بعد از اين از خبر آن آگاه خواهى شد.

Tuesday, August 18, 2026

به قرآن کریم چنگ بزنید