سوره صاد pdf — دانلود (دری)
سوره صاد pdf دری — دانلود سوره صاد ترجمه. صاد (Meccan) 88 آیت.
Related
- صاد ترجمهدری
- صاد mp3شنیدن
- Quran Index دری114
More سوره PDF
سوره صاد

ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ص. (مفهوم این حرف به الله معلوم است) قسم به قرآن والا و پند آموز
ﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
بلکه کافران در سرکشی سخت و مخالفت شدید قرار دارند
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨ
چه بسیار اقوام پیش از آنان را نابود کردیم که فریاد نمودند، ليكن فرصت (فرصت) نجات نبود
ﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
و تعجب کردند از اینکه بیم دهندهای از خودشان به سویشان آمده است. و کافران گفتند: این جادوگر دروغگو است
ﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾ
آیا معبودان (متعدد) را معبود واحد ساخته است؟ البته که این چیز بسیار عجیب است
ﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌ
و رؤسایشان (از مجلس پیغمبر) برآمدند (و به دیگران نیز گفتند:) بروید و بر (پرستش) معبودان خود صبر کنید، بیگمان این (مقاومت) همان چیزی است که (از شما) خواسته میشود
ﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗ
و ما این مطلب را در آیین اخیر (دین قریش یا دین نصرانیت) نشنیدهایم، این آیین جز آیین دروغ و ساختگی نیست
ﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩ
آیا از بین همۀ ما این قرآن بر او نازل شده است؟ بلکه آنان از قرآن من در شکاند، بلکه هنوز عذاب مرا نچشیدهاند
ﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱ
آیا نزد آنها خزانههای رحمت پروردگار غالب بخشایندهات هست
ﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞ
آیا پادشاهی آسمانها و زمین و چیزهایی که در میان آن دو است از ایشان است؟ پس اگر چنین است با وسایل و اسباب بالا روند
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥ
آنانکه اینجا هستند، لشكر ناچیزی از گروههای شکست خورده هستند
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫﯬﯭﯮ
پیش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب لشکر و قدرت (پیغمبران ما را) تکذیب کردند
ﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷ
و قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه، آنان نیز احزابی بودند (که پیغمبران را تکذیب کردند)
ﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿ
هریک از این گروهها پیغمبران را تکذیب کردند، پس عذاب الهی (در مورد آنان) تحقق یافت
ﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
این کافران جز یک صدای مرگبار را انتظار نمیکشند که (پس از آن) هیچ مهلت و بازگشتی برای آن نیست
ﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓ
و گفتند: (با تمسخر و غرور) ای پروردگار ما! سهم ما را از (عذاب) پیش از روز حساب به ما بده
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
لذا (ای پیغمبر) بر آنچه میگویند صبر کن و بندۀ ما داود را یاد کن که صاحب قدرت بود، واقعا او (به سوی ما) بسیار رجوع کننده بود
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥ
البته ما کوهها را مسخر کردیم تا شام و صبح همرای او تسبیح گویند
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
و پرندگان را نیز مسخر نمودیم در حالیکه با او جمع شده بودند، همگی فرمانبردار او بودند
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳ
و فرمانروایی و سلطنت او را استوار و محکم ساختیم و به او حکمت و قدرت قضاوت عادلانه دادیم
ﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻﭼ
و آیا ماجرای دادخواهان به تو رسیده است، وقتی که بر دیوار عبادتگاه (داود) بالا شدند (و بر او فرود آمدند)
ﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖ
چون بر داود (ناگهانی) وارد شدند پس او از آنان ترسید، گفتند: مترس! ما دو مدعی هستیم که یکی از ما بر دیگری ظلم کرده است، پس در میان ما به حق و عدل فيصله و داوری کن، و ظلم روا مدار و ما را به راه راست راهنمایی فرما
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦ
يقينا که این برادر من است و او نود و نه میش دارد و من تنها یک میش دارم و (وی به من) میگوید: آن را به من واگذار، و او در گفتگو بر من غلبه نموده است
ﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
(داود) گفت: بیشک او با درخواست (اینکه) میشت (را به او بدهی تا آن را) با میشهای خود اضافه کند به تو ظلم کرده است. و حقا که بسیاری از شریکان به همدیگر ظلم میکنند، مگر آنانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دادهاند ولی چنین کسانی بسیار اندک و کم هستند. پس داود دانست که ما او را آزمودهایم، بنابراین، از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده افتاد و توبه و انابه کرد
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
پس ما این (قضاوت عجولانه) را بر او بخشیدیم و البته برای او در نزد ما مقام قربت و عاقبت نیک است
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒﰓﰔﰕﰖ
ای داود! ما تو را در زمین خلیفه ساختهایم، پس به حق در میان مردم حکم کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه الله منحرف میسازد، بیگمان آنان که از راه الله منحرف میشوند، برایشان عذاب سخت است به خاطر آنکه روز حساب را فراموش کردند
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣ
و ما آسمانها و زمین و آنچه را که بین آن دو است بیهوده نه آفریدیم. این گمان کافران است، پس وای به حال کافران از آتش (دوزخ)
ﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱ
آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دادهاند، مانند فساد گران در زمین قرار میدهیم؟ یا پرهیزگاران را مانند بدکاران قرار میدهیم؟
ﭲﭳﭴﭵﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
(این) کتابی مبارکی است که آن را بهسوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان عبرت گیرند
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁﮂﮃﮄ
و به داود سلیمان را عطا کردیم، او بهترین بندهای بود، چون بسیار به دربار ما روی میآورد
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋ
وقتی که عصرگاه اسپهای چابک (و تندرو) به او عرضه شد
ﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓﮔﮕﮖﮗ
پس گفت: واقعا من این اسپان را به خاطر پروردگارم (و جهاد در راه او) دوست داشتم (و نگاه او به دیدن آنها ادامه داشت) تا آنکه اسپان از دیدههای او پنهان شدند
ﮘﮙﮚﮛﮜﮝﮞﮟ
(پس دستور داد که) آن (اسپها) را نزد من باز گردانید (تا بار دیگر به آنها نگاه کنم)، پس شروع به دست کشیدن بر ساقها و گردنهای آنها کرد
ﮠﮡﮢﮣﮤﮥﮦﮧﮨﮩ
و البته ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افگندیم، باز به سوى (الله) روی آورد و توبه کرد
ﮪﮫﮬﮭﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
گفت: ای پروردگارم! مرا بیامرز، و به من پادشاهی عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، چون تو بسیار بخشنده ای
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤ
پس باد را برایش مسخر کردیم که به فرمان او هرجا که میخواست به آرامی سیر میکرد
ﯥﯦﯧﯨﯩ
و شیطانها را (برای او مسخر کردیم) هر معمار و غوطه خور از آنها را
ﯪﯫﯬﯭﯮ
و گروه دیگری از شیاطین را (هم با دست و پاهای) به هم بسته در زنجیرها (مسخر او کردیم)
ﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
(و به سلیمان گفتیم:) این بخشش بیحساب ماست، پس به هر کس میخواهی ببخش یا نگاه دار
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼﯽ
و البته او در نزد ما مقامی ارجمند و سرانجامی نیک دارد
ﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆﰇﰈﰉ
و بندۀ ما ایوب را یاد کن وقتی که پروردگارش را فریاد کرد که همانا شیطان به من رنج و عذاب رسانده است
ﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑ
(گفتیم) پای خود را به زمین بزن (تا از زیر پایت چشمهای جاری شود)؛ این (چشمه)، جای شستشو، (و دارای آب) سرد و نوشیدنی است
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛ
و ما از رحمت خویش خانوادهاش را به او بخشیدیم و مانند آنها را به ایشان افزودیم تا پندی برای خردمندان باشد
ﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩﭪﭫﭬ
و (دستور دادیم) که دستهای از شاخههای باریک را بگیر و (او را) با آن بزن (تا بدن همسرت آزرده نشود) و سوگند خود را مشكن، ما ایوب را صابر یافتیم، چه بندۀ خوبی بود بیگمان او بسیار توبهکار بود
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵ
و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که دارای قوت و بصیرت بودند
ﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
البته ما آنان را با خلوصی خاصی که یاد آور سرای آخرت بود خالص کردیم
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁ
و البته آنها نزد ما از برگزیدگان نیک بودند
ﮂﮃﮄﮅﮆﮇﮈﮉﮊﮋ
و اسماعیل و يسع و ذالکفل را یاد کن و همگی آنان از نیکان بودند
ﮌﮍﮎﮏﮐﮑﮒﮓ
این یادی (از ایشان در دنیا) است و البته برای پرهیزگاران سرانجام نیک (در آخرت) خواهد بود
ﮔﮕﮖﮗﮘﮙ
باغهای جاودان (در بهشت) در حالیکه درهایش به روی آنان گشوده است
ﮚﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
در آنجا (بر تختها) تکیه میزنند و میوههای فراوان و نوشیدنیهای زیادی را میطلبند
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧ
و نزد آنان زنانی هستند که تنها به شوهرانشان چشم میدوزند و همگی هم سن و سال هستند
ﮨﮩﮪﮫﮬﮭ
این همان ثوابی است که برای روز حساب به شما وعده داده میشد
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔﯕﯖ
البته این عطا و روزی ماست که برای آن پایانی نیست
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜﯝ
این (پاداش پرهیزگاران است) و البته برای سرکشان سرانجام بدی است
ﯞﯟﯠﯡﯢ
دوزخی که در آن وارد میشوند و (دوزخ) چه بد آرامگاهی است
ﯣﯤﯥﯦﯧ
این آب داغ و زردآب دوزخیان است که آن را باید بچشند
ﯨﯩﯪﯫﯬ
و عذابهای دیگری از همان نوع برای آنان است
ﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶﯷﯸ
(به سران کفر گویند:) این گروهی (از پیروان شما)اند که همرای شما وارد (دوزخ) میشوند، خوش آمدید برای آنان نیست؛ چون آنان وارد دوزخ شدند
ﯹﯺﯻﯼﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃﰄﰅﰆ
(پیروان) گویند: بلکه شما را خوش آمدید مباد چون شما عذاب را بر ما پیش کردید، پس بد جای قرار است دوزخ
ﰇﰈﰉﰊﰋﰌﰍﰎﰏﰐﰑﰒ
و گویند: ای پروردگار ما! هر کس ما را دچار این سرنوشت ساخته است، پس عذاب او را در آتش دو چند گردان
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖﭗﭘﭙﭚﭛ
و (دوزخیان) گویند: ما را چه شده است کسانی را نمیبینیم که آنان را از اشرار میشمردیم؟
ﭜﭝﭞﭟﭠﭡﭢ
آیا آنان را به مسخره میگرفتیم (و امروز اهل بهشت اند)؟ و یا این که چشمان ما ایشان را دیده نمیتوانند
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨﭩ
البته این مجادلۀ دوزخیان حق و واقع شدنی است
ﭪﭫﭬﭭﭮﭯﭰﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
بگو: من تنها بیم دهنده هستم و بس، و هیچ معبود به حقی جز الله واحد و مقتدر وجود ندارد
ﭷﭸﭹﭺﭻﭼﭽﭾ
(ذاتی که) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است. (ذات) غالب آمرزگار
ﭿﮀﮁﮂﮃ
بگو: آن خبر بزرگ است
ﮄﮅﮆﮇ
که شما از آن روی میگردانید
ﮈﮉﮊﮋﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
من از عالم بالا وقتی که با همدیگر گفتگو میکنند خبری ندارم
ﮒﮓﮔﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
(چون) به من وحی نمیشود مگر به آن خاطر که بیم دهندۀ آشکار هستم
ﮛﮜﮝﮞﮟﮠﮡﮢﮣﮤ
یادآور شو وقتی که پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من آفرینندۀ بشری از گل هستم
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪﮫﮬﮭﮮ
پس چون آن را سر و سامان داده و برابر کردم، و از روح (خلق کرده) خود در او دمیدم، پس (همه) سجده کنان به او بیفتید
ﮯﮰﮱﯓﯔ
پس همۀ فرشتگان جملگی (به آدم) سجده کردند
ﯕﯖﯗﯘﯙﯚﯛ
به جز ابلیس که تكبر ورزید و از کافران شد
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡﯢﯣﯤﯥﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
(الله) فرمود: ای ابلیس! چه چیزی تو را بازداشت از اینکه برای آنچه با دو دست خود آفریدهام سجده کنی؟ تكبر ورزیدی یا از بلندمرتبهگان هستی؟
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱﯲﯳﯴﯵﯶ
(ابلیس) گفت: من از او بهتر هستم، مرا از آتش آفریدهای و او را از گل آفریدهای
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼ
(الله) فرمود: از آن بیرون شو چون که تو رانده شده ای
ﯽﯾﯿﰀﰁﰂﰃ
و البته تا روز جزا نفرین من بر تو خواهد بود
ﰄﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
(ابلیس) گفت: پروردگارم! تا روزی که بندگان برانگیخته میشوند مرا مهلت بده
ﰋﰌﰍﰎﰏ
(الله) فرمود: همانا تو از مهلت داده شد گانی
ﰐﰑﰒﰓﰔ
تا روز و وقت معین (قیامت)
ﰕﰖﰗﰘﰙ
(ابلیس) گفت: پس به عزت و عظمت تو قسم که همگی آنان را گمراه میکنم
ﰚﰛﰜﰝﰞ
مگر آن بندگان مخلص تو را (گمراه ساخته نمیتوانم)
ﭑﭒﭓﭔﭕ
(الله) فرمود: پس (این) حق است و حق را میگویم
ﭖﭗﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
که حتما دوزخ را هم از تو و هم از کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣﭤﭥﭦﭧﭨ
بگو: من در مقابل (تبلیغ) قرآن هیچ مزدی از شما نمیطلبم، و از تكلف کنندگان نیستم (زیرا سخنانم روشن است و چیزی را بر شما تحمیل نمیکنم)
ﭩﭪﭫﭬﭭﭮ
این (قرآن) جز پندی برای جهانیان نیست
ﭯﭰﭱﭲﭳ
و حتما خبر (حق بودن) آن را بعد از مدتی خواهید دانست
قرآن کریم
Tuesday, August 18, 2026
Don't forget us in your sincere prayers







